روزهای رنگی ارکیده

من آن توام مرا به من باز مده

مصلحت :)

‎۹۷
این چند وقت که منتظر بودم نتایج آزمون استخدامی بیاد، دوتا فکر متضاد همش توی ذهنم جولان میداد. اگه قبول نشم چی میشه؟! و اومدیم و قبول شدم، چیکار کنم؟! 
از شهریور پارسال تا الان یکی از بهترین سال های زندگی من بوده. آرامش فوق العاده ای داشتم، رئیس زندگی خودم بودم و برای خودم برنامه های فوق العاده ای چیدم. شنا، طراحی، بینش، کتاب، فیلم و خونه‌داری! وقتی به این فکر میکردم که در صورت استخدامی، باید به طور همیشگی با خواب صبح خداحافظی کنم، غذای گرم و تازه فراموش میشه، باید قید اغلب کار و کلاس‌های اضافه رو بزنم، و اگه قرار باشه بچه‌دار بشیم، دغدغه ی دائم "کجا بذارمش؟" به زندگیم اضافه میشه. و به همه ی اینا مسیر حدود 2-1 ساعته تا محل کار رو هم که اضافه کنم. تقریبا هیچی از زندگی ایده‌آل الانم باقی نمیمونه.
ولی در عوض اگه قبول نشم، چه تضمینی داره تا 5 نه 10 سال دیگه از این زندگی لذت ببرم؟ منی که مادرم شاغل بوده، بعد از چند سال با حسرت به خانوم‌های شاغل نگاه نمیکنم؟ از این که بگم خانه‌دارم احساس بدی ندارم؟ و در نهایت کار یک کمک خوب اقتصادی میتونه برامون باشه که اگه این آزمون از دست بره، بعیده بتونم کار با شرایط بهتری پیدا کنم ...
فکر و دلم گاهی طرف این طرف قضیه رو میگرفت، گاهی اون طرف. از همون اول به خدا سپردم که من نمیدونم و نمیتونم تشخیص بدم. ریش و قیچی دست خودت!
یه ساعت پیش کارنامه اومد. قبول نشدم. دروغه بگم ناراحت نشدم ولی خب تموم تلاشم رو کردم و به خودش سپردم. صلاحم در این بوده حتما :)

+ توی دوتا پست قبلی که گفتم، "بزرگ شدم" یکی نوشته بود برام "دیر بزرگ شدی" ‌کاری به شخص ایشون ندارم، خواستم بگم حالا این نیست که اینا اتفاقای خیلی بزرگی باشن هاا، منتها من کسیم که برای یه بستنی آلاسکا و بوی سونا خشک هم یه عالمه ذوق میکنم! اون کارها رو که پشت سرهم انجام دادم حس خوبی بهم دست داد، همین :|
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۰۸
ار کیده

نظرات  (۳۵)

یکم اندازه فونت وبلاگت کوچیکه من نمیتونم بخونم !!
پاسخ:
جدی؟
من دوست دارم اندازه شو...
ولی برای خیلی خیلی کوچیکه باید صورتم رو به مانیتور بچسبونم !!
پاسخ:
الان بهتر شد؟
بابا روحیه :)
*بینِ کامنتا گشتم...کسی نگفت دیر بزرگ شدی :| شایدم من بد جستجو کردم :|
پاسخ:
دوتا پست قبلی :)
بیخیال، مهم نیست که :)
آری بابا داشتم کور میشدم !
پاسخ:
دور از جون :)
ازمون استخدامی که اخر راه نیست
کارهای نیمه وقت هست , ادارات و کارخونه ها خصوصی هست , نمیدونم میشه باز هم همون ازمون استخدامی رو شرکت کرد یا نه اما اگه بشه اونم هست
یک عالمه راه :) که نشون میده اینجا پایان راه نیست
موفق باشی
پاسخ:
توی آزمون هرسال رشته ی ما رو نمیگیرن. دفعه قبلی نگرفته بودن.
رشته ی من یه جوریه که کار واسه خانوما خیلی کمه... اگه هم باشه شرایطش رو کمتر من میپسندم 
امید به خدا
ایشالا یه کار عالی و مناسب پیدا بشه برام
ممنون لیموی عزیز :)*
۰۸ مرداد ۹۷ ، ۱۲:۴۸ امیررضا خانلاری
سلام 
خانه داری زیاب ترین شغل یک دختر است 
من خودم متولد 75 هستم
و تمام خواسته ام از همسر آینده ام اینه که خانه دار باشه
بهش میگم بیشتر از درآمدش توی بیرون بهش میدم تا نره سرکار
دلم میخواد همیشه همسرم باشه خونه سرحال نه خسته از کار بیرون
البته تحصیل جداست
و کاملا حمایت میکنم اش 
شما هم خونه داری رو به چشم بد نگاه نکن 
منزات زن بالاتر از اینه که با شاغل نبودن ازش کم شه
و اشتغال در خانه داری زیباترین شغل یک زن هستش 
من خودم عاشق اینم که زنم خانه دار باشه
پاسخ:
سلام :)
از دید یک زن باید بهش نگاه کرد
والبته دغدغه و صحبت شما هم محترمه :)
۰۸ مرداد ۹۷ ، ۱۲:۵۸ امیررضا خانلاری
نمیدونم چی بگم
امیدوارم هر چی صلاح هستش براتون پیش بیاد
به وب من هم سر بزنید 
خوشحال میشم 
پاسخ:
ممنونم و بهم چنین برای شما و همسر آینده تون :)

حتما :)
خیر اون چیزیِ که اتفاق می افته :))) حتما یک اتفاق بهتر قراره بیافته
پاسخ:
سلام :)
ان شاءالله که همینطوره، ممنون :)
۰۸ مرداد ۹۷ ، ۱۳:۰۴ امیررضا خانلاری
:)
پاسخ:
(:
فدای سرت. ایشالا یه شغل خوب قسمتت شه.
استخدامی 95 زخم زد به دل من، ازم شیرینی هم گرفتن ولی با بهونه مرحله آخر ردم کردن. گفتن 23 آبان آزمون دادی مدرکت رو 30 دی گرفتی. عصبی شدم رو بهشون گفتم قبل 30 دی 96 میرم سرکار دقیقا 5 دی 96 شروع به کار زدم. 
خدا بزرگه!
پاسخ:
مرسی گلی. ان شالله :)
حالا این مرحله رو هم قبول میشدم معلوم نبود،  مصاحبه هم داشت.
موفق باشی خانوم :)

واقعا بزرگه. امید دارم بهش :)
من که هنوزم بزرگ نشدم، ناراحت نباش =)))
پاسخ:
:))
شما که آخرشی دختر :)
بزرگ مایی اصن :دی
ایشالا آزمون بعد :)
پاسخ:
ایشالا :)
اوه این که چیزی نیست
دیروز داشتم از مهد بر می گشتم خونه، تلفنی با دوستی هم صحبت می کردم یهو یه قمری (ما بش می گیم موسی کو تقی ^_^) جلو تر از من راه می رفت و یه سیخ جارو هم تو نوکش بود
وای که نمیدونی چقدر با دیدنش ذوق کردم جوری که فردی که پشت خط بود گفت برای چی انقده خوشحالی :دی *_*
پاسخ:
عزیزم :))
خیلی خوبه اینجور ذوق کردنا ^-^
۰۸ مرداد ۹۷ ، ۱۴:۱۵ آسـوکـآ آآ
فدا سرت:-)
پاسخ:
مرسی :)*
تبریک میگم
مادر شدین؟
پاسخ:
:|
منظورم اینه که قبول نشدن میتونه مقدمه ی بچه دار شدن باشه
همون صلاحی که خودتون گفتید :)
پاسخ:
شاید
امید به خدا
بهترش رو شاید گیرتون بیاد. فعلا استفاده کنید پس (:
پاسخ:
بهترین بدون تلاش به دست نمیاد. اگه کار میخوام باید از همین الان به فکرش باشم...

زنداییم هم سر کار میره
هم درس میخونه
هم خونه داری  و بچه داری میکنه میکنه
هم کلاس میره
هم کنفرانس و همایش  میره
کلا بیش فعاله!!!
فکر کنم فضاییه!!!
ماشاءالله
😂😂😂😂
پاسخ:
میشه همش با هم. منم یه دوره ای تحت فشار بودم و همه کاری باهم میکردم ولی حقیقتش اینه که آرامش خیلی توش نیست و این که فراغت برای انجام کارای دلخواهت کم پیدا میشه...
مادرای شاغل فشار زیادی رو تحمل میکنن. همه این رو قبول دارن.
مسئله اینه که این فشار رو میپذیریم یا نه...
وسطای متن تصمیم داشتم براتون کامنت بذارم دعا کنید قبول نشین ولی آخر متن دیدم نوشتین قبول نشدین
شاغل بودن خانومها تو این دوره به نظر کار منطقی و معقولانه ایه از یه طرف شما یه جایگاه اجتماعی پیدا میکنید و شاید هم تو فامیل باعث عزت و احترام هم بشه و از یه طرف درآمدش کمک خرج زندگی میشه
اینو به دور از هر شعاری میگم روزی دست خداست و اندازه ش هم مشخصه اینو من بهش ایمان دارم
بعدش هم شاغل شدن به چه قیمتی؟ اگه تونستین اون عاطفه و مهر مادری رو توی مهد یا خونه ی مادربزرگ بچه براش ایجاد کنید من میگم شاغل بشید
همون استرس اینکه بچه الان کجاست چی خورد کجا موند خودش کلی از عمر آدم کم میکنه
یه همکار خانوم داریم 2 و پونصد حقوق میگیره یک و دویست میده به پرستار و یک تومن هم میده کارگر خونه که به کارای خونه ش برسه بقیه ش هم پول اومدن رفتنش میشه فقط واسه اینکه به بقیه بگه که شاغله و از کارای خونه فرار کنه ببینید این کار درستیه؟
پاسخ:
صحبتتون کاملا صحیحه، قبول دارم.
ولی اینو در نظر داشته باشین که بچه کوچیک نهایت ۵ سال نیاز به مراقبت دائم داره در صورتی که بحث شاغل بودن برای یه عمره.
کار بیشتر از عزت و احترام برای فامیل و حتی نیاز مالی، برای خود شخص اهمیت داره. اعتماد به نفس و احساس مفید بودن برای جامعه به آدم میده و شخص رو دنیا دیده تر میکنه... متاسفانه هر خانم خانه داری دیدم، توی دلم گفتم هیچ وقت نمیخوام مثل ایشون بشم، اکثرا دچار رومزه گی هستن و فکر بسته تری نسبت به خانم های شاغل دارن...

با تمام این صحبتا، هنوز هم نمیتونم بین خانه داری(به خاطر شدایط خوبی که این مدت تجربه کردم) و شاغل بودن یکی رو انتخاب کنم. فعلا که خدا برام همین وضعیت رو رقم زد، تا ببینیم بعدا چی پیش میاد :)
۰۸ مرداد ۹۷ ، ۱۹:۱۳ پشمآلِ پشمآلو
اگه نیاز مالی نبود بهترین کار بنظرم خانه داریه. . بیرون ادم مستهلک میشه
پاسخ:
غیر از نیاز مالی، کار تعامل اجتماعیه، خلاقیته و احساس سودمندی!
من از این میترسم که بعد از یه مدت خانه داری دچار روزمرگی بشم و کم کم همه ی کارایی که الان میکنم رو بذارم کنار... اونوقت تماما ضرر کردم...
۰۸ مرداد ۹۷ ، ۲۰:۱۶ پشمآلِ پشمآلو
وقتی خلاقیت و احساس سودمندیه که یه کاری بری ک توش کارافرینی داشته باشی .. وگرنه شغلای کارمندی تکراری هیچ کدوم ازینارو نداره
تعامل اجتماعیم با رفت و امد و کلاس برطرف میشه
باز بستگی ب روحیات خودت داره
پاسخ:
نه موافق نیستم... حتی کارمندیم به نظرم اون حد از حس خوب مفید بودن و خلاقیت رو داره... 
تا آخر عمر که نمیتونی بری کلاس. همه اش تموم میشه. تو میمونی و چهاردیواری خونه :|
حالا میخواین یا نه اخرش؟تصمیم گرفته شده؟ (:
پاسخ:
حالا که فعلا آزمون رو قبول نشدم :))
برای کاری دیگه هم باید دنبال باشم... :)
من مطمئنم به هر چی که میخوای تو زمان خودش بهش می رسی فقط هیچ وقت هیچ وقت ناامید نشو و بدون خدا همیشه ی همیشه حواسش بهت هست و بهترینا رو برات میخواد.... 😊
پاسخ:
ان شالله که همینطوره
ممنون بابت نظر پر انرژیت خانوم گل :)*
۰۹ مرداد ۹۷ ، ۰۰:۳۲ آقای سر به هوا :)
حس قبول نشدن را درک میکنم:(
پاسخ:
هوم... یادم میاد ناراحت میشم ... :(
منم کار کردن و دوست ندارم
بالاجبار قرار بود کار کنم که گفتم روزی دست خداست و اگه قرار باشه روزیم زیاد شه حقوق شوهرم بره بالا
که الحمدالله شیفت کاریش بیشتر شد و اون مقدار کمی که قرار بود من از کار کردن بدست بیارم به حقوق ایشون اضافه شد
دقیقا همون حقوق من
بسپار به خدا و از زندگیت لذت ببر
پاسخ:
خب الحمدلله :))
ولی در کل من شاغل بودن رو دوست دارم :)
اما ب هر حال چیزیو از دست ندادی :) 
ایشالا که زندگی خوبی داشته باشی عزیزم:*
البته موافقم با اون دغدغه ها !!سر ادم شاوغ میشه وقت نداره ب خودش برسه اصن:/ بچه داری خونه داری و کار بیرون خیلی سخت میشه:/ دوستم متاهل که شد گفت از وقتی دارم خونه داری میکنم دور کار بیرونو خط کشیدم از بس کارام توی خونه زیاده!
پاسخ:
هوم...نمیدونم...
مرسی گلی :**
آره خیلی سخته همه کاری باهم... خصوصا وقتی بچه باشه 
ولی خب گفتی قبول نشدم یاد پارسال خودم افتادم...حس بدیه اما ن ب بدی کنکور 
خدا بزرگه:*
پاسخ:
آره غم انگیزه :(
کنکور خیلی بدتره... قبول دارم...
امید به خدا :)*
ان شاءالله یه کار بهتر :)
حالا ما که بزرگ شدیم چی شدیم :)
پاسخ:
ان شالله :)
:))
به خدا اعتماد کن ...
پاسخ:
اعتماد دادم :)
الههههههه! اومدی مشهد؟؟؟ امشب حرمی؟ منم تقریبا راهی بودم، می‌خواستم دعای کمیل حرم باشم، ولی مهمون اومده :(( اگه میومدم شاید همو پیدا می‌کردیم :)) امشب هر فراز رو دوبار دوبار بخون 😢😢😢😭😭😭
پاسخ:
آره گلی...
هی میخواستم این چند روزه به شما و محبوبه بگم، بعد پیش خودم گفتم مزاحمشون نشم. الهی.. اشکال نداره. من به جای شمام میخونم :**
حالا این چند روزه اگه فرصت داشتی و اومدی حرم، بگو پیدا کنیم همو :)*
امیدوارم هرچی به صلاحمونه اتفاق بیوفته زودتر:)))
پاسخ:
ان شالله :)
الهام کنکور چطور بود؟
فدای سرت
مطمنم سرنوشتت یه جای دیگه اس که خیلی بیشتر توش موققی
راستی نایب الزیاره ما هم باش:))))
پاسخ:
چشممم حتما
شاید. حتما خیری توش بوده :)
نوشتم تو پستم:)
بدحور حق خوری کردن امسال:))))
پاسخ:
آره دیدم...

چجوری شده مگه؟ شما از جایی شنیدی؟
کارنامه خودم و دوستام رو به چشم دیدم
خیلی ها رو توی پیج های اینستا دیدم
همه با درصدای بهتر رتبه عای بدتر از پارسال...
پاسخ:
خب کنکور آسونتر از پارسال نبوده؟
نه خیلی سخت بوده
زییتش سخت ترین تو همه کنکورای تا الان بوده
پاسخ:
عجب...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی