(: روزهای رنگی من

من آن توام مرا به من باز مده
(: روزهای رنگی من

بسم الله الرحمن الرحیم

من؟ یه رویاپردازم!
مینویسم‌ که شناخته بشم، میخونم که بشناسم. فقط همین.

بایگانی

بابایی

‎۹۷ فروردين ۱۵

این چند ماهی که طوطی مهمون ما بوده، مثل این بود که یه بچه کوچیک داشته باشیم. جیغ هاش مثل گریه بچه روی نروه، توجه خواستن هاش، تمیزکاری قفسش (دائما...)، شیرین کاری هاش و حالا هم کوچولو کوچولو حرف زدنش، یه تجربه مینیمال از بچه داشتنه...

هر دومون خیلی دوسش داریم، اونم علاقه اشو به بودن با ما نشون میده ولی توجه خاصی به مهرداد داره، مثلا: تا وقتی اون باشه، روی دست من نمیاد و منو تحویل نمیگیره، میذاره مهرداد نازش کنه ولی من اصلا، تازه نوکم میزنه :| عین این بچه ها که مامانی یا بابایی میشن ها...

دارم از حسادت میترکم :|

یعنی خیلی حس بدیه! اگه بچه‌ مون بابایی بشه، من چیکار کنم...؟ :(

یا اگه ازش بپرسن، مامان رو بیشتر دوست داری یا بابا؟ بعد بگه بابا... :(


پ.ن: خیلی خل و لوسم. میدونم.

موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۷/۰۱/۱۵
ار کیده

نظرات  (۳۹)

خود شما چطوری هستین ؟ بابایی ؟
پاسخ:
نه من نه مامانی بودم نه بابایی...
میانه کاملا :|
خب اگه بچه مامانی بشه ! شوهرتون باید حسادت کنه ؟ :))
پاسخ:
نه اون راضیه:))
بهش میگم طوطی رو بگیر اذیت کن، از دستت ناراحت بشه، بعد با من خوب شه، قبول میکنه :)
ولی نتیجه نمیده :|
همون موقع که میگیرتش، دوباره میذاره نازش کنه :(
من بودم بچه ام بابایی میشد دسیسه هایی میچیدم که برعلیه اش باشه بعدم زیر پای باباش مینشستم بره بزنتش ریش ریشش کنه بعدم که باباش حمله کرد بهش میرم سینه ستبر میکنم که دست به بچه ام زدی میکشمت:دی
خلاصه به این نحوه بچه ام رو مامانی میکردم😂😂😂

همین الانشم خواهرم انقدر دلبری میکنه که بابام همه توجهش معطوف اون شده من میترکم از حسادت
دقیقا میفهمم حست چیه😭😭😭
پاسخ:
هاهاهاها
منم همین دسیسه ها رو بچینم به نظرم :))))
هرچند روی طوطی جواب نداد :|

اوخیییی... من تک فرزند بودم از این تجربه ها نداشتم...


چه کاریزمایی داره آقا مهرداد ! :))
پاسخ:
آره ...
میبینین تورو خودا..؟! :|
لایک به ایشون :)
خب اگه اینطور نبود که کسی هم کفو شما نبود :)) بود ؟؟
پاسخ:
:))))
عجب، اصلا یه لحظه غم حسادت از خاطرم رفت :دی
اره بچین خیلی کیف میده😂
از این دسیسه ها برای لیدا زیادچیدم اما جواب نداده😭
پاسخ:
ای بابا :))

ای خدااا... بچه ما مامانی بشه... من طاقتشو ندارم :))
 دختر بشه بابایی میشه :|
البته من خودم مامانی بودم :|
پاسخ:
از شانس من، پسرم باشه بابایی میشه :|

+ منم بابایی نبودم...
از همون بچگی یواشکی هی بزنش بعد بگو بابات بود😂😂😂
پاسخ:
:)))
نفهمه یهو، بدتر شه؟ :))
دیه اگه شانس ما باشه میفهمه تازه ازمون متنفرم میشه😂
خیلی مسئولیت سختیه:)
پاسخ:
آره والا...
من که خودم بچه ام. چجوری قراره مسئولیت یه بچه رو قبول کنم :/
ایشالا سال ۹۸ :|
اخه تا مادامی که ادم بارداره هم چیز ترسناکیه
اصلا نمیتونم وجودشون رو درک کنم
یه دنیا ضررن
ضرر جانی مالی
من بهشون میگم زالو:)
ترسناکن
فقط تا یک سالگی جالبن بعدش میشن هیولا:)
پاسخ:
هاهاها
عجب توصیفی :))
بذار کاملش کنم، من اون یه سالگیشم‌ میگم مارمولک :|
اصلا یه حالین :))

+ میگم من هیچ وقت عشق بچه نبودم، شمام همین طور؟ :))
سال ۹۸ :))))
 روز شماری میکنیم پس :دی
پاسخ:
آخه اول گفتم ۹۷ :))
بعد میبینم نههه زوده. خودم بزرگ بشم یکم :دی

وای وای از تربیت کردنشون نگم
من رشته تربیت کودکان رو دوست دارم بعد راجبش میخونم میبینم چه گودزیلاهایی هستن اصلا چقدر تربیت کردن و بزرگ کردنشون سخته
کلا پروسه ترسناکیه
ان شا الله که شما موفق باشی:)
پاسخ:
آره خیلی سخته  
واقعا سخته :|

خدا بهممون کمک کنه..

من کلا فلسفه ازدواج و وبال اوردن رو درک نمیکنم:)))
پاسخ:
ازدواج خوبه :)

بچه اما... من توی مسائل فلسفیش خیلی اشکال دارم و بماند...
فقط بحث تو و الهام :|

 عاقا شما میگید بچه فلان و فلان، منکه میخوام سینگل به گور بشم چی پس :|
پاسخ:
آره، بیخوابش کردم :))

زبونتو گاز بگیر دختر، خودم شوورت میدم :دی
نمیدونن من کلا هدفش رو درک نمیکنم:)اصلا غیر قابل درکه:)
خب مهمم نیست زندگی مجردیش خوبه😂


واقغا بچه پروسه پیر کننده ای هستش:)ولی خب هیجانات خودشم داره دیگه:)
پاسخ:
آره بچه این فکراش خیلی بیشتر از خودش، سختی داره...
نههه زندگی‌متاهلی اصلا قابل قیاس نیست با مجردی، الهام برای شمام خودم باید دست به کار شم، به نظرم :دی

ایدا بانو واقعا چرا وبلاگت رو بستی!؟از دستت ناراحتم:(
پاسخ:
آیدا پاسخگو باش :)
  حرف زدی پس باید پاش وایسی :))))
خودت باید شوورم بدی :|

 ببین اسم ازدواج رو باید بذارن از خودگذشتگی نه ازدواج:/
خیلی سخته خیلی:/
اتفاقا تو سرم بود یه پست بذارم براش که چقد میترسم از این ازخودگذشتگی!
پاسخ:
چشمممم. بیا معیاراتو بگو برات کیس بفرستم :دی :دی

نه آیدا... به نظرم اینطوریام نیست. خود ازدواج خیلی خوبه. اینقدرام از خودگذشتگی نمیخواد، البته مواردی پیش میاد ولی اینطوری نیست که فکر کنی همش ازخودگذشتگیه
بنویس، باهم حرف میزنیم :)
الان ارکیده جون منو میندازه بیرون😂😂😂
به خدا تقصیر من نیست فقط خوابم نمیبره:)))
پاسخ:
عزیزم :))

هممون بی خواب شدیم به نظرم :))
نه نه نه من کلا هیچی:)))


اره اره با ایدا موافقم ازدواج از خودگذشتگیه منم این کارو نمیکنم😂


پاسخ:
عجبااا :)
بحث کردن دوست دارم:)))
ولی این بی خوابی نمیفهمم چیه واقعا:((((
پاسخ:
فکرت مشغوله شاید :)
گوشیتو خاموش کن، چشماتو ببند :)

خوب بخوابیییی ^-^
استرس دارم:(

سعی خودمو میکنم:)

شب شما هم خوش😘
پاسخ:
آورین :)*
 من الان خودم به الهام پیام دادم بعد اومدم اینجا دیدم اسممو برده :))))
پاسخ:
آره :))
چه فرقی داره خو؟. اصل نیته 😊
با شوهرتون کنار بیاید کلا همه چیز گل و بلبل میشه 😁
پاسخ:
دنیای تفاوته اصلا...خدا قسمتتون کنه متوجه میشین :دی
اونو که کنار میایم، مسئله ای نیست:)
میگن دخترا بابایی هستن ولی من مامانی بودم :|
پاسخ:
اوهوم. منم بابایی نبودم :)
من از کلِ حیوانات اعم از پرنده و چرنده و درنده می‌ترسم :|
پاسخ:
وای حوا...طوطی خیلی گوگولی و چلوندنیه :))
۱۵ فروردين ۹۷ ، ۰۷:۱۲ پشمآلِ پشمآلو
ارررره منم از وقتی رامون ـو [همستر] گرفتم تازه فهمیدم شیطنتو تربیتو رسیدگی ینی چی .. حالا اینکه بنده خدا صدا ـم نداره یه ذرس قفسشو بذاری یه کنجی کاری دیه نمتونه بکنه ولی بچه ماشالا عه سر و کول ادم میره بالا 
پاسخ:
اوخی...همستر داری ^-^

آرههه بچه اصلا خود دردسره :|
چلوندنی؟! :|||
اون آب قندِ من رو بیارید بی زحمت :|
پاسخ:
آری :))

عزیزم :*
:)
پاسخ:
سلام :)
چقدر حسودید :/
پاسخ:
:|
سلام بر مادر مهربون و حســ :)
پاسخ:
:|
اووخیی نترس بچه ها اینطوری نمیشن :)) 
پاسخ:
معلوم نیست که...
مهرداد یبار امتحانشو پس داده، قدرت جذب داره :|
من فقط لبخند زدم و رد شدم
خودت اصرار کردی حرف بزنم :))
پاسخ:
عجب :|
فقط همون صفت اول کافی بود خب 
من مامان مهربونی میشم ^-^
بی شک
پاسخ:
مرسی ؛)
جاذبه قدرت زن است :دی  درست گفتمش عایا:))))  
اصن لابد مونثه :دیییی
پاسخ:
جدی؟ :دی

آره این احتمالشم هست 🤔
یه تیکه از جمله ی کتاب گابریل گارسیا بود نمیدونم درست گفتمش یانه:))

خخخ
پاسخ:
جالب بود:)
این کاملشه: در سی سالگی پی بردم که قدرت جاذبه مرد است و جاذبه قدرت زن 

درست گفتم الحدالله:))
پاسخ:
چه جمله قابل تاملی...!
ممنون دوست من :*
احتمالا اولین نوازش ها و محبت ها از جانب شوهرت نبوده ؟ 

پاسخ:
نه...
ولی یه احتمالی میدم، این که: من کاراشو میکنم مثل تمیز کردن قفس و اینم روی قفسش حساسه و گارد میگیره. ممکنه کینه ازم بدل گرفته باشه، شاید...
من از حیوونا میترسم ولی کلا عاشق بچه ها هستم
پاسخ:
:)
خوب بچه ها از هر کسی مهربونی و محبت بیشتر ببینه مثل همون میشه مثلا اگر پسر و دختر از پدر بیشتر از مادر محبت ببینن حتما بابایی میشن:)
و کلا هر چه محبتت بهش بیشتر پسر یا دخترت مامانی میشه:)
پاسخ:
اوهوم .. 
گرچه برای طوطی اینطوری نبود...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">