روزهای رنگی ارکیده

من آن توام مرا به من باز مده
روزهای رنگی ارکیده

*عکس بالا، مثل حال و هوای خودمه. ممکنه لحظه ای عوض بشه حتی :))

آخرین مطالب

☆ شروع سال ۹۶، انتهای ترم ۸ بود و فارغ التحصیلی. آخرش جشن فارغ التحصیلی باحالی داشتیم.

☆ کارشناسی رو خوب تموم کردم، ترم ۸ بهترین معدلم بود.

☆ بعدش غوغای کارآموزی و با وجود تمام تلاشی که برای فولادتکنیک کردم، نشد؛ البته بد هم نبود، یه جای خیلی بهتر نصیبم شد.

☆ غول پروژه کارشناسی، با دکتر معروف سخت گیر، بیشتر از اون که ازم کار بکشه، استرس و فشار روحی داشت. از نتیجه اش راضی نیستم فقط خوشحالم که گذشت و تموم شد.

☆ "بوی ماه مهر" این بار برعکس همیشه، واقعا عطر دلنوازی داشت! عطر آزادی و محصل نبودن!

☆ البته تا آخر دی، هنوز کلاسای ۴ شنبه، ۵ شنبه هام ادامه داشت.ترم ۶ و آخر "ح" هم با کلی غصه تموم شد، این دوره سه ساله از بهترین دوران درسیم بود و بی نهایت دوسش داشتم.

☆ از اول بهمن دیگه واقعا فراغت پیدا کردم، ‌کلاس طراحی و بینش و شنا و داستان نویسی و خط و ورزش و روزانه ها...!

☆ میتونم بگم اینقدری که توی ۶ ماه دوم ۹۶ بهم خوش گذشت، توی کل دوران تحصیلات از ابتدایی تا دانشگاه چنین روزای بابرکتی نداشتم!

☆ هنوز برای ارشد دودلم، کنکورش رو که میدم ولی هنوز آماده نشدم؛ از طرفی یه گزینه های جذابی برام چشمک میزنه...شاید باید برم سراغ اونا...

☆ در کل ۹۶ گرامی، برای نیمه اول سال بهت ۳ میدم از ۵ و برای نیمه دوم ۵ از ۵ که میانگینش میشه ۴. ممنون که نمره خوبی گرفتی :)

☆ ۹۷ سال هیجان انگیزیه! انتهاش ایشالا مسیر زندگیم رو بین شاغل بودن و دانشجو بودن و هزار تا چیز دیگه مشخص کردم. شاید مادر شدم، شاید...

☆ ۹۷ نازنازی، لطفا خوب باش باهامون و نمره کامل رو بگیر. مشتاقت، ارکیده!

۹۶/۱۲/۱۶
ار کیده

نظرات  (۱۷)

امیدوارم همونطور که سرکارعالی فرمودین سال خوبی باشه ... ان شاءالله
پاسخ:
ممنونم. بهم چنین برای شما :)
مادر شدی؟؟
جان جان^__^
پاسخ:
نههههه

برای ۹۷ گفتم. شاید، تا خدا چی بخواد :)
مادر بشی ان‌شاءالله :)
منم بشم خاله‌ی اون فسقلی :))
پاسخ:
الهیییی
عروس بشی حوا جونم :**
همون دیگه:)
منم منظورم 97 بود:)
کلا از واژه مادر شدن ذوق کردم^_^
پاسخ:
آهان. فکر کردم الان رو میگی :)

ای جووونممم. مرسیییی :)
آقا از اونجا که من کارم اینه، وقتی گفتی یه گزینه‌هایی بهت چشمک میزنن، اولین چیز "مادر شدن" به ذهنم خطور کرد =)
پاسخ:
هاهاهاها

گزینه های درسی و کاری منظورم بود. کار گرافیک و اینا :)

مادر شدن که جای خودشو داره البته :)
توجه کردی اونهمه متن نوشتی ما دخترا فقط رو واژه شاید مادر شدم، زوم کردیم؟؟
پاسخ:
دخترا، روی چیزای مهم زوم میکنن :)*
مهم ترین قسمت این متن، شاید همون بود :)

هر موقع خواستی برایِ نی نیت لباس بخری منم خبر کن باهم بریم بخریم 😁
پاسخ:
مال حالا حالا ها نیستا... :))
ولی چشم :دی
اصن اون جمله شوق خاصی تو دل یه دختر اصلا یه زن ایجاد میکنه:))
پاسخ:
اوخی.... ^-^
تعطیلات هم خوش بگذره
روز زن و مادر رو هم تبریک میگم :)
پاسخ:
خیلی ممنون. من که جایی نمیرم و هر روز میام پست میذارم‌:))

فعلا تبریک روز زن رو پذیرا هستم. پیشاپیش روز مرد برای شما مبارک باشه :)
یه پیشنهاد دارم براتون!
اگه قالبت رو میخای نگهداری بیا این مراحل رو طی کن برای بهتر شدن بخش کامنت ها:

http://fiish.blog.ir/post/527#comment-b24m4_2kkjQ
پاسخ:
سخته تغییرش...:/
اینقدر بده؟

ممنون..

سلیقه ایه این چیزا
بد نیست

♦ نمی دونم این کدها برا قالب شما هم میشه یا نه! :)
پاسخ:
ممنون.
من ترجیح میدم به کدا دست نزنم. معمولا زود زود قالب عوض میکنم. در هرحال ممنون
۱۶ اسفند ۹۶ ، ۱۸:۳۱ فـاطـمـه نظری
عزیزم امیدوارم سال ۹۷ خیلی سال خوبی باشه برات ^_^ عیدتم پیشاپیش مبارک!

پاسخ:
ممنونم خانوم
بهم چنین برای شما 🌸🌷🌹
ایشالا ۹۷ رو هم با بهترین نمرات پاس کنی
پاسخ:
سپاسگزارم. امیدوارم برای همه اینطور باشه :)
ارشد رو حتما بخونید 

هرچند درجامعه ما علم هیچ ارزشی نداره!

دلتون شاد
پاسخ:
ایشالا. تا خدا چی بخواد..

ممنونم، بهم چنین🌷
امیدوارم ٩٧معرکه ای بگذرونی:)))
پاسخ:
ممنون خانوم. بهم چنین شما :)
جسارته اما....
هم برای شغل فرصت هست و هم برای ارشد
مادر بشید... مادر... :)
پاسخ:
:))
من به گزینه ی سومی فکر میکنم که همشو باهم داره :)

ممنون از نگاهتون :)
من معمولا اهل کامنت گذاری نیستم. و کامنتمم از باب دخالت یا یه کامنت گذاری ساده ننوشتم.
دیدم نوشتید لیسانس مکانیک/ اصفهان. همین دوتا وجه اشتراک باعث شد کامنت بذارم و یاد دانشجوی خودم بیفتم :) این ترم یه دانشجوی خانم بهم واگذار شده. ترم دوی ارشدن. همزمان با درسشون آروم آروم وارد یه پروژه خیلی مهم هم داریم میکنیمشون که طعم یه شغل خوب رو بچشن. ولی بنظرم نمیاد راضی باشه از تصمیمی که گرفته. و خب امثال منم رحم نداریم بهشون که فشارو برداریم. بالاخره مهندسی مکانیکه و دانشگاه دولتی رنک یک. یا نباید میومد ارشد، یا اگه میخواد به بقیه ابعاد زندگیش برسه باید مرخصی تحصیلی بگیره. و اگه بگیره بازم خودشه که اذیت میشه :)
خلاصه که [از دیدگاه بنده] توی ارشد و دکترا هیچ خبری نیست. توی شغل هم همینطور... همیشه وقت واسه ش هست... مادری رو هیچی درموردش نمیدونم ولی :)

+ طبیعتا شرایط آدما فرق میکنه. من فقط شرایط این دختر خانم و چنتا از هم دوره ای های سابق خودمو دارم میبینم :) حتما شما بهتر میدونید و بهتر میتونید :)
پاسخ:
خواهش میکنم. لطف کردید :)
بله سخته شرایط...خانه داری و شغل و درس همشون با هم سخته، حالا اگه بچه هم بهش اضافه بشه دیگه واقعا فشارش خیلی زیاد میشه...
البته من قصد ندارم مکانیک ادامه بدم، ارشد هم بخونم توی علوم انسانیه، کنکور"مطالعات زنان" میدم به امید خدا.
اما جزء گزینه های شغل به کار مکانیک هم فکر میکنم، که شرایطش سخته... تا حالا کاری که مناسب من باشه ندیدم. ساعت های کاریش معمولا بالاست و کارگاه و کارخونه ها بیرون شهر. خلاصه که امید زیادی به مکانیک ندارم. 
شما از یه طرف به قضیه نگاه میکنید. " توی کار و درس چیزی نیست" رو میگم. از طرف خانم ها و شرایط کلی جامعه که نگاه کنیم، میبینیم" تنها " مادر بودن، یه گزینه ی ایده آل برای یه دختر دهه هفتادی نیست. البته من مادری رو زیرسوال نمیبرم، این آرزوی هر زنیه. اما به چیزهای دیگم فکر میکنم، باید هم فکر کنم.
موضوع اینه که" انتخاب بین مادری و شاغل بودن و درس خوندن" یکی از سخت ترین انتخاب های زن های این دوره ست و منم از این بحران هنوز نگذشتم و امیدوارم تا یک سال دیگه تکلیف خودم رو مشخص کرده باشم و یه گزینه ای که ترکیبی از هر سه باشه رو برای خودم بسازم. مادری که درس میخونه و آمادگی داشتن یه شغل در آینده نزدیک رو پیدا کرده. مادری که آرزوهای خودشو فدا نکرده و خوشحاله، راضیه از زندگیش. آرزوی من اینه :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی