(: روزهای رنگی من

من آن توام مرا به من باز مده
(: روزهای رنگی من

بشکن خود را که بت شکستن این است
بگذر ز خودی؛ ز قید رستن این است

در گوشه ی خاطر عزیزان جا کن
در مذهب ما، گوشه نشستن این است

آخرین مطالب

چشم هامو که میبندم، اشک های گرم راه خودشونو پیدا میکنن. چند روز، پی فرصت بودند...پیدا نشد...

دلم یه دوست قدیمی می خواد، یه دوست قدیمی که وقت داشته باشه، که برام خاطرات گذشته رو مرور کنه و نشونی از من بده...خودمو نمی شناسم. خیلی وقته درگیر تغییرم و هر روز، یه آدم جدیدتر نسبت به دیروز...قبلا وقتی دلم میگرفت، حالم بد میشد راهشو بلد بودم. شعر میخوندم، لایت گوش میدادم و چند ساعت تنهایی و خلوت همه چیز رو حل می کرد، اما حالا...

یکی بیاد این راز رو برای من کشف کنه. چرا حالم خوب نیس؟ چرا این اشک ها دنبال فرصت اند؟ چرا دلم مثل قبل نیست؟ چرا خوشحالیام کوچیک کوچیک نیس؟ خنده هام از ته ته دل...

تغییر همیشه خوب نیست...مخصوصا اگه خودخواسته نباشه... هیچ کس این مهمون ِهمیشگی رو دعوت نکرده بود...

دلم تنگه برای هر چیزی که گذشته...


نظرات  (۳)

۰۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۱:۴۹ سیّد محمّد جعاوله
خوب خوب
من قبلانا وقتی دلم می گرف می خوردم فقط :|
اما الان دراز می کشم روی تخت و آهنگ گوش میدم :)
پاسخ:
اشتهای منم باز میشه :))
۱۲ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۶:۴۸ ساتیا سخی پور
ولی من برعکسم دلم میگیره دوست دارم بزنم بیرون
پاسخ:
:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی