(: روزهای رنگی من

من آن توام مرا به من باز مده
(: روزهای رنگی من

بشکن خود را که بت شکستن این است
بگذر ز خودی؛ ز قید رستن این است

در گوشه ی خاطر عزیزان جا کن
در مذهب ما، گوشه نشستن این است

آخرین مطالب

نگرانم...چیزایی رو گم کردم که نمی دونم کجا باید دنبالشون بگردم. کسی نارنجی منو ندیده؟ کجا سفیدم گم شده؟ آبی روزامو کجا جا گذاشتم؟ شعر خونی های قرمز، احساسات سرخ آبی...؟ روزام حتی نیلی هم نیست...حوصله ی چیزهای جدید رو ندارم. چیزی نیست که روزم رو فیروزه ای کنه...
همه ی حرفم اینه، شادی هام حل شده توی خاکستر این روزها...محو شده...
حرف اینه که دیگه رنگی نیست این روزایی که انگار از عالم و آدم عصبانیم...ناراحتم...حتی توی خودم هم نیسم! حتی با خودمم خوش نیسم...
دلم یه گریه میخواد. دلم یه خنده میخواد. یه نشونی میخوام، از خودم...
۹۴/۱۱/۲۰
ار کیده

نظرات  (۲)

سلام خوشحال میشم به وبلاگم سر بزنید
خوبی؟
پاسخ:
so so :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی