(: روزهای رنگی من

من آن توام مرا به من باز مده
(: روزهای رنگی من

بشکن خود را که بت شکستن این است
بگذر ز خودی؛ ز قید رستن این است

در گوشه ی خاطر عزیزان جا کن
در مذهب ما، گوشه نشستن این است

آخرین مطالب

خیس اشک

‎۹۴

شده یک بار صبح را با خنده شروع کنی و شب را با گریه به پایان نبری؟

شده خنده هایت دوام داشته باشد و یا گریه هایت...؟

به چه دل خوش کرده ایم ما آدم ها...؟ چه چیزی ثبات دارد در این دنیای بی در و پیکر؟ در عین یقین، در زمان شهود، چنگ میکشد به دیوار ذهنم، شک... گاهی از خودم میپرسم، کی به این جا رسیدم، کی بزرگ شدم، کی قد کشیدم، کی ازدواج کردم...؟

من دیوانه ام؟ شاید. میدانی؟ هستم، همیشه بودم.

دیوانه ای که عشق می ورزد به گریه، به همان اندازه که به خنده. همان که زندگی را گاهی چنان ساده میگیرد که انگار هواست، گاهی هم خفت، سفت بر گردن. دیوانه ای که به سفتی یک ورق است، میخواهی مچاله اش کنی، بگو دلخورم، بگو از دستت ناراحتم دیوانه. خیس اشک می شود، آنقدر که...

 آه چقدر زندگی حوصله می خواهد...

۹۴/۱۰/۲۵
ار کیده

نظرات  (۱)

لایک!
پاسخ:
:)*

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی