(: روزهای رنگی من

من آن توام مرا به من باز مده
(: روزهای رنگی من

بشکن خود را که بت شکستن این است
بگذر ز خودی؛ ز قید رستن این است

در گوشه ی خاطر عزیزان جا کن
در مذهب ما، گوشه نشستن این است

آخرین مطالب

گذشته:
۲۵ خرداد سال ۸۹ روزی بود که آخرین امتحان اول دبیرستان را دادم. شروع تابستانم بود، تصمیم گرفتم یک اتفاق هیجان انگیز برای خودم بسازم، سایت بلاگفا را باز کردم. اسم؟ "ارکیده" همان لحظه به ذهنم آمد. آدرس؟ orkide40. وبلاگ؟ آماده است! من یک بلاگر بودم :)
ارکیده ِ بلاگفا و چند سال بعد بیان، دوست همیشگی من شد. همیشه دوستش دارم.

من: 
۲۳ سال دارم، حدود ۳ سال است که خدا بهترین نعمت زندگیم را به من داده، همسر مهربانم را. مهندسی مکانیک خوانده ام. ربطش به زندگیم را هنوز هم نمیدانم و آینده همچنان برایم مبهم است. امیدوارم خداوند سکان زندگیم را رها نکند...

آینده:
بیشتر از آن که نوشته ها برایم مهم باشد، نویسنده شان برایم اهمیت دارد. میخوانمتان که بشناسم، که دوستتان باشم. امیدوارم دوستیمان متقابل باشد :)