روزهای رنگی ارکیده

من آن توام مرا به من باز مده
روزهای رنگی ارکیده

بشکن خود را که بت شکستن این است
بگذر ز خودی؛ ز قید رستن این است

در گوشه ی خاطر عزیزان جا کن
در مذهب ما، گوشه نشستن این است

آخرین مطالب

۱۵ مطلب با موضوع «کتابِ رنگی :)» ثبت شده است

عمیقا دوست دارم این دویست تا اثر ادبی شاهکار رو که توی لیست want to raed م دارم، با کیفِ تموم بخونم و بعدش: بگردم توی قفسه های کتابخونه ادبیات، کتاب های غریبی که مدت هاست هیچ کس سراغشون رو نگرفته، بردارم. اول کلی نازشون کنم، باهاشون حرف بزنم و بعد آروم آروم بخونمشون :)

اگه با فرمونِ خوبِ کتابخونی پیش برم، این آرزو 2-3 سال دیگه، توی دستامه *-*

فیلم کوتاهِ پیشنهادی: The Fantastic Flying Books
۱۵ نظر ۳۱ تیر ۹۷ ، ۲۳:۴۲
ار کیده

یه مدتیه کتاب نخوندم و از چالشم توی گودریدز ۴تا کتاب عقبم و هر روز یه عالمه پست "کتاب خوونی" میبینم و این کتاب های توی قفسه رو که میبینم عذاب وجدان میگیرم و وسوسه میشم برشون دارم، بخونم و... خلاصه، دقیقا همون حس خوراکی دیدن توی ماه رمضونه.

برای بعد از آزمون یه عالمه کتاب گذاشتم، اول "ملت عشق" و" یه روز یه حرف قشنگ میزنم" که امانته. بعد نوری که میبینیم و سیمای زنی در میان جمع و سال بلوا و ربه کا و آنا کارنینا...

این آزمون تموم بشه، کل این تابستون رو کتاب میخونم ان شاءالله. که طبق برنامه های بلند مدت پیش رو، فکر کنم آخرین تابستون با فراغت بالیه که الان دارم :))


+ کنکوریا خسته نباشید! این سه ماهه رو خوش بگذرونید با کتاب و فیلم و ورزش. که بعد دوباره درس و کار شروع میشه :)

۱۹ نظر ۰۸ تیر ۹۷ ، ۱۹:۱۱
ار کیده

یکی پرسید از آن گم کرده فرزند                   که ای روشن گهر پیر خردمند

ز مصرش بوی پیراهن شنیدی                       چرا در چاه کنعانش ندیدی؟

بگفت احوال ما برق جهان است                   دمی پیدا و دیگر دم نهان است

گهی بر طارم اعلی نشینیم                        گهی بر پشتِ پای خود نبینیم

اگر درویش در حالی بماندی                      سر دست از دو عالم برفشاندی


گلستان، حکایت 9، در خلاق درویشان


پ.ن: نمیدونم این"دمی پیدا و دم دیگر نهان " اولیاالله همان اقبال و ادبار قلب ماست یا نه... ولی خیلی شباهت دارن :)

۸ نظر ۱۲ خرداد ۹۷ ، ۱۳:۱۷
ار کیده

یاد دارم که در ایام طفولیت متعبد بودمی و شب خیز و مولع زهد و پرهیز. شبی در خدمت پدر-رحمة الله علیه- نشسته بودم و همه شب دیده بر هم نبسته و مصحف عزیز بر کنار گرفته و طایفه ای گرد ما خفته. پدر را گفتم: از اینان یکی سر بر نمی‌دارد که دوگانه ای بگزارد. چنان خواب غفلت برده اند که گویی نخفته اند که مرده اند! گفت: جانِ پدر! تو نیز اگر بخفتی به از آن که در پوستین خلق افتی.

نبیند مدعی جز خویشتن را                 که دارد پرده پندار در پیش

      گرت چشم خدا بینی ببخشند              نبینی هیچ کس عاجزتر از خویش


پ.ن: چقدر چقدر عالی بود این حکایت!

تو خوب اصلا! چیکار داری به کار مردم آخه...(به خودم میگم البته)

۱۹ نظر ۰۱ خرداد ۹۷ ، ۱۱:۴۷
ار کیده

با خودم میگویم "آزادم". چشم هایم را میبندم و سخت و عمیق به فکر فرو میروم که چقدر آزادم، اما واقعا از معنای آن سر در نمی آورم.  فقط میدانم تنهای تنها هستم. تنها در مکانی ناآشنا، مثل کاشف یکه ای که پرگار و نقشه اش گم شده باشد‌. میخواستم همین جوری آزاد باشم؟ نمیدانم و دیگر فکرش را رها میکنم.

کافکا در کرانه- هاروکی موراکامی

۸ نظر ۳۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۳:۴۸
ار کیده

یکی از بزرگان گفت پارسایی را چه گویی در حق فلان عابد که دیگران در حق وی به طعنه سخن‌ها گفته اند گفت بر ظاهرش عیب نمی‌بینم و در باطنش غیب نمی‌دانم

 

هر که را جامه پارسا بینی                             پارسا دان و نیکمرد انگار

ور ندانی که در نهانش چیست                         محتسب را درون خانه چه کار

 

پ.ن: حس میکنم الان برای بعضیا، برعکس شده؛ که هر آخوندی ببینن یه برداشت بد داشته باشن...
۱۴ نظر ۲۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۷:۳۵
ار کیده

گروهی حکما به حضرت کسری در به مصلحتی سخن همی‌گفتند و بزرگمهر که مهتر ایشان بود خاموش. گفتندش چرا با ما در این بحث سخن نگویی گفت وزیران بر مثال اطبا اند و طبیب دارو ندهد جز سقیم را پس چو بینم که رای شما بر صوابست مرا بر سر آن سخن گفتن حکمت نباشد.

چو کاری بی فضول من بر آید                                    مرا در وی سخن گفتن نشاید

و گر بینم که نابینا و چاه است                                  اگر خاموش بنشینم گناه است


پ.ن: خیلی قشنگ میگه،‌ وقتی که به حرفت نیازی نیست،‌ هیچی نگو عزیزم :)

پ.ن.2: محبوبه جان حالا مچمو نگیر که چند روز ننوشتم :|

۱۱ نظر ۲۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۰:۰۲
ار کیده

یکی از پسران هارون الرشید پیش پدر آمد خشم آلود که فلان سرهنگ زاده مرا دشنام داد. هارون ارکان دولت را گفت: جزای چنین کسی چه باشد؟

یکی اشارت بکشتن کرد و دیگری بزبان بریدن و دیگری بمصادره و نفی. هارون گفت: ای پسر کرم آنست که عفو کنی وگر نتوانی تو نیزش دشنام ده نه چندانکه انتقام از حد درگذرد که آنگاه ظلم از طرف تو باشد و دعوی از قبل خصم

نه مرد ست آن بنزدیک خردمند                             که با پیل دمان پیکار جوید

بلی مرد آن کس است از روی تحقیق                        که چون خشم آیدش بـاطل نگوید

***

یکی را زشت خوئی داد دشنام                تحمل کرد و گفت ای نیکفرجام

بتر ز آنم که خواهی گفت آنی                که دانم عیب من چون من ندانی


پ.ن: در ادامه گلستان نویسی روزانه، به این حکایت رسیدم و خیلی برام جالب بود. خصوصا اونجا که میگه وقتی انتقام از حد گذشت، دیگه تویی که ظالمی!

۱۸ نظر ۱۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۲:۵۷
ار کیده

یه خبر فوق العاده شنیدم که نتونستم اینجا نذارمش.

فیدیبو با همکاری دیجی کالا،‌ اولین کتابخوانشون رو عرضه کردند که قابلیت پشتیبانی کامل از زبان فارسی رو داره. "فیدیبوک" طراحی و توسعه داده شده توسط تیم ایرانی هست. قیمت بسیار مناسبی هم داره. به عنوان یه ایرانی بعد از مدت ها، احساس رضایت و خوشحالی دارم از تولید یه محصول داخلی. :)

اطلاعات بیشتر در ادامه مطلب


۱۲ نظر ۰۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۱:۰۳
ار کیده

مفید در برابر باد شمالی، اسم نامانوسیه برای یه کتاب نامه نگاری اما وقتی کتاب به نیمه میرسه متوجه ارتباطش میشیم و لذت میبریم از این انتخاب. 

این کتاب، داستان ارتباطیه که به خاطر یک ایمیل اشتباهی بین امی و لئو شکل میگیره. رابطه ای که اول در سطحه ولی کم کم تا عمق شخصیت ها پیش میره...وابستگیشون بهم اونا رو از زندگی واقعی به زندگی در میل باکسشون میکشونه و این عمق گرفتن زیباست. فکر میکنم همه ی ما میتونیم درکش کنیم، نسلی ‌که با فضای مجازی انس گرفته. مایی که آدم های مجازی گاهی خیلی بیشتر از اطرافیان برامون واقعی بوده اند.

کتاب رو یک نفس خوندم. کشش زیادی داره و خسته کننده نیست.

کمی شباهت با آنا کارنینا حس میکنم از این جهت که میدونیم پایان خوشی نمی‌تونه در انتظارمون باشه اما این به این معنا نیست که پایانبندی زیبا نیست! صفحه آخر و پاراگراف آخر کتاب رو که خوندم، نمیدونستم حس گریه دارم یا بغض یا فقط نیاز دارم بهش فکر کنم. متعجب بودم یا شوکه و یا مجموعه ای از تمام این احساسات...

من از کتاب لذت بردم. به دوستان پیشنهاد میکنم، مزه اش کنید :)

۲۰ نظر ۲۲ فروردين ۹۷ ، ۱۱:۳۰
ار کیده