(: روزهای رنگی من

من آن توام مرا به من باز مده
(: روزهای رنگی من

بشکن خود را که بت شکستن این است
بگذر ز خودی؛ ز قید رستن این است

در گوشه ی خاطر عزیزان جا کن
در مذهب ما، گوشه نشستن این است

آخرین مطالب

۱۱ مطلب با موضوع «فیروزه ای (خاص )» ثبت شده است

پست امروز تعلق داره به... بله! گربه ی لوس خونمون. یعنی مجموعه! که دیگه از مجموعه، فقط خونه ی ما رو میشناسه :))
امروز با بچه هاش اومده بود و ببینید نیم کت ها رو ... کلیک1 - کلیک2کلیک3
اینقدر دستی شدن که همسری وقتی امروز در خونه رو باز کرد اون طوسیه فکر کرد، غذا آوردیم براش و پرید تو... حالا ما بدو گربه بدو. با دردسر بیرونش کردیم. :))
۱۷ نظر ۰۷ تیر ۹۷ ، ۱۴:۵۲
ار کیده
به نظرم میزان صمیمیت دو نفر ارتباط مستقیمی داره با خل و چل بازی های خاصِ خودشون. منظورم اون خل بازی هاییه که نمیشه واسه کسی توضیحش داد.
بسازید واسه خودتون از این صمیمیت ها :)

بعدا نوشت: منظورم فقط همسرانه ها نیست. نمیدونم دقت کردین یا نه ولی با دوستایی که میشه خل بازی در آورد، آدم احساس صمیمیت بیشتری داره :)
۱۲ نظر ۱۹ خرداد ۹۷ ، ۱۴:۰۵
ار کیده
مایک رو بهتون معرفی میکنم. رفیق هیولای عزیز من :)
اهم اهم... کیبوردم قشنگه؟ :دی 
هدیه ربه کاست ^-^
۲۹ نظر ۱۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۱:۳۵
ار کیده

جناب هاتف،‌ دعوت کردن که توی چالشِ" چند چیزِ عجیبِ من" شرکت کنم و منم دعوتشون رو لبیک گفتم :))

خیلی سخت بود برام پیدا کردن عادت های عجیبی که دارم و در نهایت به این چندتا رسیدم :


1. وقتی یه سریال خصوصا کره ای ها رو شروع میکنم تا تموم نشه بلند نمیشم. نهایتا برای گلاب به روتون، دست به آب! (غذا خوردن و پختن و خوابیدن همه متوقف میشه :| )

2. بعد از این که از مهمونی های شلوغ برمیگردیم،‌ نیاز دارم حداقل یه ساعت تو اتاقم تنها باشم.

3. خیلی تحت تاثیر فیلم هایی که میبینم قرار میگیرم. بعضی فیلما رو از اول تا آخر گریه میکنم و حتی روز بعدش با یادآوریش گریه ام میگیره و در تمام مدت، اطرافیان با تعجب به من نگاه میکنن.

4. روی "سرکار گذاشته شدن" بینهایت حساسم و اگر دوستی سرکارم بذاره بنا به درصد آزارش، ممکنه تا حد قطع ارتباط باهاش پیش برم.

5. بدترین کابوس خواب هام اینه که گربه ها، هیولاها یا دیگر حیوانات(!) میخوان بیان توی اتاقم و من پشت در رو محکم گرفتم ولی زورم نمیرسه و در نهایت میان... ×-×

6. از هیچ چیز به اندازه هزارپا متنفر نیستم. از رنگ زرد و رضا امیرخانی و احسان خواجه امیری بدم میاد. :|

7. عاشق حیوون هام. خصوصا روباه و فیل :)

8. بین دوستام نماینده رنگی رنگی یا گل گلیم. تا قبل این که طرح های گل گلی مد بشه، هر کس هرچیز گل گلی میدید میگفت ارکیده عاشق این میشه. :)

9. وقتی خودم پشت فرمون باشم، خیلی میترسم از کنار ماشین سنگین رد شم حتی اگه اتوبوس باشه...


اگه دوست دارین شما هم توی این چالش شرکت کنید :)

اطلاعات بیشتر،‌ اینجا

۲۲ نظر ۰۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۹:۲۴
ار کیده
اتفاقِ خوبِ امروز 
افتاد
صاف توی بغلم :)
۱۸ نظر ۰۵ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۳:۰۷
ار کیده

یکی از کارهای خوب زندگیم اینه که دلم برای پول نسوخت و اینا رو خریدم!

چند ساله، نشاط دفترامن!

پ.ن: آیدا جون فکر کنم به درد شمام خیلی بخوره :)

۱۴ اسفند ۹۶ ، ۱۲:۳۱
ار کیده

 تجربه ی اولین خرید اینترنتی کتاب، خیلیم عالی بود :)

ترغیب شدم برای دفعه های بعدی ایترنتی بخرم. هم زود رسید هم راحت بود، تازه ارزون تر هم‌ در اومد!

۴ نظر ۱۲ دی ۹۵ ، ۲۲:۳۰
ار کیده

ایستاده ام در آستانه واپسین روزهای بیست و یک سالگی که فوت کنم روزهای دود شده را... که باز کنم فصلی نو، ورقی تازه از دفتر عمر...

حیرانم، کمی هم مضطرب. ذوق می آید در دست هایم، جاری می شود در افکارم. شیرینی روزهای دی را دوست دارم. سر ذوقم می آورد، خاطره ها را جارو میکشد. عطرش را می پراکند، طعمش را. ذوق و خیال پردازی های آن چنانی، کاغذ کادو و کیک و چاقو. عکس دسته جمعی، ژست بریدن و دود سیاه شمع. کادو هایی که خیلی فرق دارند با رویا ها...

دلم شور میزند مثل مادری بی طاقت راه می رود، دست هایش را به هم می مالد. تاب نشستن ندارد، بلند می شود. چشم هایش را از اینجا و آنجا می دزدد. نگران است...دل شوره دارد... میپرسد چه کرده ای؟ بیست و یک سال؟ شوخیت گرفته؟ میخواهی چه بکنی؟ به کجا برسی؟ مگر بچه بازی ست...سرسری گرفته ای و حواست نیست...

گاهی دلش گرم می شود به جرقه هایی کوچک، ایده هایی بکر، اراده هایی قوی و عشق...! خنده می دود توی صورتش، دوباره مادر نگران دلم کوچک می شود، بچه ی آن روز ها... لی لی می دود دور حوض! موهایش را خرگوشی میبندد و رویا می بافد. غرق آبی آسمان می شود و آرزو میکند یکی از آن ابر های سفید و تپل مال او باشد.

آرزو میکند بیست و دو سالگی مثل قبل ترهایش شیرین باشد، طلایی باشد. از ته دل آرزو می کند که رضایت او را داشته باشد...

۱ نظر ۰۴ دی ۹۴ ، ۲۲:۴۹
ار کیده
یک جزی از وجودم هست که باید با هنر پر شود
جزی که موسیقی در آن می پیچد
رنگ می نشیند
تقارن می بخشد

زیبایی می بیند
زیبایی می خواهد
زیبایی می سازد
یک جزی از وجودم هست که فقط با هنر و زیبایی پر می شود

من ناقصم بدون او...
۰ نظر ۱۰ مهر ۹۴ ، ۱۱:۳۲
ار کیده


تفکر غالبی که همیشه سعی کردم داشته باشم...


| چهارشنبه ۲۶ مهر۱۳۹۱ | | ارکیده
۰ نظر ۲۵ مهر ۹۱ ، ۲۰:۳۰
ار کیده