(: روزهای رنگی من

من آن توام مرا به من باز مده
(: روزهای رنگی من

بشکن خود را که بت شکستن این است
بگذر ز خودی؛ ز قید رستن این است

در گوشه ی خاطر عزیزان جا کن
در مذهب ما، گوشه نشستن این است

آخرین مطالب

۱۵ مطلب با موضوع «سبز (پیشنهاد)» ثبت شده است

سلام :)
حتما برای شما هم اتفاق افتاده که توی گوگل سرچی کردین و به ویکی پدیا رسیدین و با مطلب طولانی مواجه شدین که فونتش چشم آدم رو درمیاره!
یه خبر خوب دارم براتون. یه افزونه جدید برای کروم و موزیلا ارائه شده که با اضافه کردنش به مرورگرتون، توی چندتا سایت منتخب مثل ویکی پدیا، توییتر، پلاس و ... فونتش رو میتونید به سه تا حالت مختلف دربیارید و از شر فونت های داغون خلاص بشین :))
لینک افزونه ها:  کروم - فایرفاکس

+این مطلب خلاصه شده پستی از سایت یک پزشک بود، اگه اطلاعات بیشتری میخواید، اینجا رو بخونید :)
۱۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۹ تیر ۹۷ ، ۲۰:۰۲
ار کیده
سلام سلام
با سری اول بوکمارک های جالب من در خدمتتون هستیم. اهم اهم :))
وارد فولدر "جالب" در بوکمارک ها شده و سایت های بامزه ای رو بهتون معرفی میکنم که حداقل یبار دیدنشون خالی از لطف نیست. :)


۲۳ نظر ۰۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۰:۱۶
ار کیده

پنج شنبه عصر رفتیم سمیرم، یه ویلا گرفته بودیم سد قره آقاچ، یه سد خاکیِ قوسی که آبش البته نسبت به سال های پیش خیلی کمتر شده.

نمایی از کنار سد و مخزنش

صبح جمعه راه افتادیم برای آبشار آب ملخ، بهمون گفته بودند که حدود 6 کیلومتر از راهش خاکیه؛ جاده خوبی هم نبود ولی بعدا دیدیم ارزشش رو داشت :)

تا روستای آب ملخ، ماشین میومد ولی از اونجا تا آبشار رو باید پیاده میرفتیم، قرار بود 15 دقیقه راه باشه ولی ما حدود یک ساعت تو راه بودیم. مسیر فوق العاده بود! هرچی بگم کم گفتم... خیلی بکر، همه رنگ ها تازه، هوا لطیف و فقط صدای جاری آب...

در نهایت رسیدیم به آبشار اما چون دیر شده بود و نگران بودیم بارون بگیره یکم اونجا موندیم و برگشتیم. چون فکر میکنم عکس هام حق زیبایی آبشار رو ادا نمیکنه، ازش عکس نمیذارم :)


در انتها این سفر چندتا نکته خوب داشت برام :

1. سفر با همراه های جدید که انصافا همسفرهای خوبی بودن و کلی بودن باهاشون خوب بود. :)

2. فهمیدیم الان وقته سفره! این مسیری که پیاده رفتیم اگه جوون نبودیم سخت بود برامون و اگه بچه ای هم داشتیم اصلا نمیشد همراهش کرد، پس بهترین حالت رو ما داریم الان! باید نهایت استفاده رو کرد، دارم به تور های گردشگری فکر میکنم... ای کاش بتونم یه جای مناسب پیدا کنم. 

3. تو سفر باید راحت گرفت و نهایت تلاش رو کرد که حس خوبت نپره حتی اگه هوا خیلی سرده و بخاری نفتی دائم خاموش میشه و بعضیا خر و پف میکنن و ... باید راحت گرفت و خوش بود :)

4. ارکیده! از لحظه لحظه زندگیت نهایت استفاده رو بکن! فقط همین :)

۴ نظر ۲۶ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۵۰
ار کیده

The shape of water, فیلمی که مدت ها منتظرش بودم رو دیدم. خیلی خوب بود. رفت جز مورد علاقه ها.

بعدا مفصل در موردش می نویسم :)

۶ نظر ۱۰ اسفند ۹۶ ، ۲۲:۲۶
ار کیده

برای طرافدارن سینمایی که هنوز سری های جنگ ستارگان رو به صورت دلچسب ندیدن! :

شبکه نمایش اپیزودهای ۱ تا ۳ رو چند روز گذشته نشون داد و اگه با همین فرمون بره تا ۷ رو به نظرم بذاره. ۸ رو خودتون دانلود کنید، جدیده :)

البته که نمایش HD نیست و بیخوده ولی اگه حوصله دانلود و همچنین حجم همشونو ندارید، فرصت خوبیه :)

۲ نظر ۰۸ اسفند ۹۶ ، ۱۱:۵۲
ار کیده

 تجربه ی اولین خرید اینترنتی کتاب، خیلیم عالی بود :)

ترغیب شدم برای دفعه های بعدی ایترنتی بخرم. هم زود رسید هم راحت بود، تازه ارزون تر هم‌ در اومد!

۴ نظر ۱۲ دی ۹۵ ، ۲۲:۳۰
ار کیده

توی کتاب فروشی، آبی فیروزه ای " رویای تبت" چشمم رو گرفت، به خاطر جلدشم که بود باید میخریدمش هرچند که تعریفش رو هم زیاد شنیده بودم.

فریبا وفی، گستاخ و بی پروا، در این کتاب از زنانگی ها گفته و گفته... بیشتر کتاب را در بین راه، نشسته و ایستاده توی اتوبوس خواندم، گیرا بود. اغلب گیج می شدم از این که چقدر آدم ها میتوانند تفاوت داشته باشند. چقدر فرق است بین من و زن های داستان، راستی اولین کتابی بود که اصلا نمیتوانستم با شخصیت راوی داستان،  همزاد پنداری کنم. او کسی بود که می گفت و من به عنوان یک شنونده خوب و ساکت فقط تعجب می کردم...

۱ نظر ۰۸ آبان ۹۵ ، ۲۲:۳۱
ار کیده

ریشه ی تمام قهرها مبتنی بر خطایی است که می تواند مطرح شود، جواب بگیرد و بلافاصله از بین برود، ولی در دل طرف توهین شده نشست می کند بعدها بروز دردناک تری می یابد. تاخیر در حل وفصل بلافاصله ی اختلاف ها، بلافاصله بعد از وقوع آنها، به عقده ی تلخی تبدیل می شود...

 

آلن دوباتن

 جستارهایی در باب عشق

۰ نظر ۲۳ مرداد ۹۵ ، ۱۷:۱۵
ار کیده

محمد! می شود که همین باشی، همین قدر آگاه و فهیم؛ اما اینقدر تلخ نباشی؟ می شود به راه خود بروی و در این راه، سنگ به سوی آنها که به راه تو نمی آیند، نپرانی، و قلب هایشان را به درد نیاوری؟

میدانی پسرم؟ می شود حرفی خلاف آنچه همگان- به غلط- می گویند گفت؛ اما آنگونه به ملاطفت گفت که همگان بپذیرند و تحقیر نشوند، نه آن که همگان برانگیخته شوند و به مقابله برخیزند.


برشی از کتاب "مردی در تبعید ابدی" نوشته نادر ابراهیمی

۱ نظر ۱۸ مرداد ۹۵ ، ۱۲:۲۷
ار کیده

مقایسه ی خوب و جالبی بود به نظرم، 

به عنوان یک پیشنهاد برای تابستون دل انگیز :)

۱ نظر ۰۳ مرداد ۹۵ ، ۱۲:۲۵
ار کیده