(: روزهای رنگی من

من آن توام مرا به من باز مده
(: روزهای رنگی من

بسم الله الرحمن الرحیم

من؟ یه رویاپردازم!
مینویسم‌ که شناخته بشم، میخونم که بشناسم. فقط همین.

بایگانی

۵۲ مطلب با موضوع «آبی (آروم)» ثبت شده است

مامان اینو گذاشته بود توی قابلمه مسیم، روز جهازچینی هر کی میدید، یه لبخند بزرگ می نشست روی صورتش و میگفت، جریان چیه؟
جریان اینه که علاقه های ما از توی هوا نیومدن بچسبن بهمون، مطمئنم عشقم به نامه و نامه نگاری رو یه جورایی مامانم تو دلم کاشته. :)

پ.ن: جوجه کاکتوس ساکن آشپزخونه هستن :)
۲۰ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۰۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۲:۳۶
ار کیده

بر حسب اتفاق Bookmark های کرومم رو باز کردم و فکر میکنید چی دیدم؟

حداقل 15 تا فولدر و توی هر کدوم 20 تا سایت و صفحه مارک شده و اینا تازه جدایی از بوکمارک های گوشی و اون بالای صفحه هاست!

هیعی... روزی روزگاری وبگرد قهاری بودم و این که بگم توی Inoreader م الان بیشتر از بوکمارک ها سایت و وبلاگ دارم ... اما کو وقت چک کردن !

باید یبار بشینم تک تک اینا رو باز کنم، اگه خوب بودن اینجا معرفیشون کنم حداقل...

۱۰ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۳۰ فروردين ۹۷ ، ۱۲:۵۱
ار کیده
امروز صبح، طرفای 7 تلگرام باز نمیشد نه عادی نه با فندق شکن. گفتیم مسدود شد رفت. اون لحظه فقط دلم برای مسج های سیو شده ام سوخت و نه هیچ چیز دیگه. بعدا که دیدم وصل شده، با خودم گفتم امروز روز بک آپ گرفتنه! :)
شما کوچ میکنید؟ کجا...؟

خودم اگه تلگرام با فندق شکن باز بشه همین جا میمونم. اگه هم نه، قید پیام رسان رو میزنم احتمالا...!

۳۲ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۷ ، ۱۲:۰۸
ار کیده
هوای دل انگیز امروز، اصفهانِ بارانی :)
۱۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۹ فروردين ۹۷ ، ۲۱:۵۶
ار کیده
اصلا همچین عکسی بیاد روی دسکتاپ و حالم رو خوب نکنه...؟
خرس قهوه ایم رو بغل کردم با خودم میبرمش این ور اون ور. یه فیلم حال خوب کن هم انتخاب کردم ببینم. امروز عصر هم میرم استخر خودم رو خفه میکنم. اصلا سعی میکنم رکورد بزنم و یه لحظه هم وانیسم...
خوب میشم آخر شب...
۱۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ فروردين ۹۷ ، ۱۳:۲۹
ار کیده

این چند ماهی که طوطی مهمون ما بوده، مثل این بود که یه بچه کوچیک داشته باشیم. جیغ هاش مثل گریه بچه روی نروه، توجه خواستن هاش، تمیزکاری قفسش (دائما...)، شیرین کاری هاش و حالا هم کوچولو کوچولو حرف زدنش، یه تجربه مینیمال از بچه داشتنه...

هر دومون خیلی دوسش داریم، اونم علاقه اشو به بودن با ما نشون میده ولی توجه خاصی به مهرداد داره، مثلا: تا وقتی اون باشه، روی دست من نمیاد و منو تحویل نمیگیره، میذاره مهرداد نازش کنه ولی من اصلا، تازه نوکم میزنه :| عین این بچه ها که مامانی یا بابایی میشن ها...

دارم از حسادت میترکم :|

یعنی خیلی حس بدیه! اگه بچه‌ مون بابایی بشه، من چیکار کنم...؟ :(

یا اگه ازش بپرسن، مامان رو بیشتر دوست داری یا بابا؟ بعد بگه بابا... :(


پ.ن: خیلی خل و لوسم. میدونم.

۳۹ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۵ فروردين ۹۷ ، ۰۰:۴۲
ار کیده

بسی بسی بسی

خوشحالم!

از فردا روزهای عادی شروع میشه! :))

تا حالا هیچ وقت واسه ۱۴ فروردین اینقدر ذوق نداشتم! یعنی فردا توی همه ی سال های زندگیم (منهای ۱ تا ۶ سال) اولین روز بعد از سیزده ای که با آغوش باز میپذیرمش، بوسش میکنم و میگم، دیگه‌ منو تنها نذار...! اولین ۱۴ فروردین، بدون استرسِ پیک و مشق و امتحان.


پ.ن: برای دوستای عزیز دانشجو و دانش آموز هم صبر مسئلت دارم :|

۱۴ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۳ فروردين ۹۷ ، ۱۹:۱۸
ار کیده

دید و بازدیدهای عید خوب بود اگه شبیه خاله بازی نمی شد. اگه هرجا میخواستیم بریم مجبور نبودیم با چندتا خانواده، اونام با چندتا دیگه... هماهنگ کنند. اگه وسط از این خونه به اون خونه رفتن، توی این هوای عالی گردش هم میرفتیم. اگه هرجا میرفتیم مجبور نبودیم حتما چیزی بخوریم. اگه تو مجلس سکوت برقرار نمیشد و همه معذب نمی شدند. اگه ...

دید و بازدید عید خوبه، خصوصا دیدن آدم هایی که شاید یک سال ندیدیشون. مهمون اومدن خوبه، خیلی هم خوبه.

ولی اون تلخی هاشو چیکار کنم...؟ باعث میشه آرزو کنم این عید تموم شه بره، راحت شیم...


۱۵ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۶ فروردين ۹۷ ، ۱۲:۰۴
ار کیده

از صبح تا حالا سر آشپزخونه ام و تازه نصفش تموم شده... خسته شدم :(

خونه تکونی گرچه لازم است ولی خر عست... :(

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ اسفند ۹۶ ، ۱۸:۴۴
ار کیده

لیست فیلم ها رو وارد کردم، خیلی طول کشید! هنوزم هست ... 

اونایی که روی هارد ندارم، سخته لیست کردنشون...

تب های جدیدمو دیدین؟ :)

۱۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۷ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۲۸
ار کیده