روزهای رنگی ارکیده

من آن توام مرا به من باز مده
روزهای رنگی ارکیده

بسم الله الرحمن الرحیم

:)

Sad ؟

No energy ؟

Need to freshen up ؟

یه suggestion  دارم برات. به این صورت که، glass of water دستته بذار down. بشین این فیلم رو watch کن! خیلی حال خوب کنه. موزیکال و خانوادگی و عاشقونه :))

۱۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۶ مهر ۹۷ ، ۱۲:۰۰
ار کیده

دل کندن، فروختن، نداشتن، حس عجیبیه... 

به جعبه خالی طلاها نگاه میکنم و دلم رو میذارم روی کفه ترازو. از کی تا حالا اینقدر دلبستگی هاش سنگین شده؟ از کی اینقدر ریشه دونده؟

جواب پس بده دلم...!


+ ببخشید که کم سر میزنم، ببخشید که کم حرف میزنم. این روزا یه جوریم که نمیدونم چجوریه :)

موافقین ۱۳ مخالفین ۰ ۰۵ مهر ۹۷ ، ۲۱:۳۸
ار کیده
از مدرسه اومدم بیرون، در حالی که یکم توی ذوقم خورده بود. یکم؟ خب شایدم بیشتر... توی دلم به خدا داشتم میگفتم: توی این دنیای بزرگت، جای من کجاست؟! چرا هیچ وقت، حس نکردم جای درستی ایستادم؟ از نگاه خیره پیرمرد واکسی فهمیدم، یکم بلند گفتم انگار. شایدم نگاهش به کفشای واکس لازمم بود... توی ذهن و دلم شرمنده شدم از کیف پول خالی. راه رفتم تا مدرسه مامان، حس کردم متنفرم از این خیابون و قدم زدن توی بلوارش، با درختای توت بلند اما بی روح. انگار که هیچی عوض نشده نسبت به ۵-۶ سال پیش. درختا قد کشیدن ولی حس همون حسه...
ماموریت هام تموم شد. با خیال راحت کتاب "تربیت" شهید مطهری رو برداشتم تا توی اتوبوس بخونم. هنوزم دانش آموز بودن رو ترجیح میدم به بهترین معلمی دنیا...

+ یه آهنگ فوق العاده میخواستم به این پست، پیوست کنم که لینک آزادش نبود. اوصیکم به آلبوم دو مایل مانده به مریخ از آرش فلاحی. آهنگ مذکور "بی نهایت".
۸ نظر ۰۳ مهر ۹۷ ، ۲۲:۵۸
ار کیده

هر چه نَدارتر باشی، غنی تری...!

غنی از جهت وابستگی و دلبستگی و نگرانی و غم دارایی ها رو نداشتن...

موافقین ۱۷ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۹۷ ، ۲۳:۵۹
ار کیده

دقت کردین بعضی از روزها چطور همه چیز خیلی خوب پشت سرهم ردیف میشن؟ امروز برای من یکی از اون روزها بود.

صبح با این که یکم دیر بیدار شدم بدون این که نیاز باشه حرص بخورم و تند تند راه برم، به موقع رسیدم به کلاس خط. توی راه فهمیدم نتایج آزمون خط اومده به همسری خبر دادم و ...بله! "عالی" رو قبول شدن، کلی شارژ شدم. استاد خطم یه عالمه اشکال گرفت که همونجا نشستم تصحیح کردم و در نهایت راضی شد. کلاسم رو تمدید کردم و با وجود این که عجله داشتم، با آرامش اومدم خونه. وقت کم داشتم واسه کشیدن دوتا چهره و نگران نهار بودم، که مامان زنگ زد. میادش اینجا و نهارم میاره. خوشحال بودم هم از دیدن مامان، هم آزاد شدن وقتم از نهار. چهره اولی خیلی خوب در اومد، تصورشم نمیکردم! سر موهای دومی بودم که مامان رسید. بعد از نهار و یکم کار‌ کردن، چهره دومی هم تموم شد. تا کلاس نقاشی ۳ ساعت وقت داشتم و این یعنی میتونسم برم استخر. توی استخر رکورد خودم رو زدم یعنی 8 بار 4 تا عرض کرال سینه پشت سرهم رفتم. موهای آبی حس کول بودن میده بهم از بس همه نگاه میکنن :)). ماشین دستم نبود و از دیروز فکری بودم چطور برم کلاس نقاشی، که مامان گفت بعد از استخر میخواد بره فلان خیابون، یعنی دقیقا محل کلاس من! سر وقت رسیدم. توی کلاس محو درسِ آبرنگِ استاد به یکی از بچه ها شده بودم، خدایا چقدر قشنگه این هنر تصویر و رنگ و خط! کلی درس جدید گرفتم، خوشحالم استاد یادش نمیره چه چیزایی رو بهم نگفته و این که اصلا براش مهم نیست 20 جلسه ام تموم شده و داره ادامه میده :)) بعدش قرار بود برم رادیولوژی که آدرس دقیقی نداشتم ازش. اول خودمو یه آبمیوه و کیک رژیمی مهمون کردم و بعد پیاده راه افتادم، یه رادیولوژی پیدا کردم. طرف قرارداد بود؟! باورم نمیشه... از روی لیست و آدرسم میخواستم این رادیولوژی رو پیدا کنم نمیتونسم! سه سوته کارم تموم شد. یه دختربچه ناز و گوگولی اومده بود عکس از دندونش بگیره و برعکس همه ی همسن و سالاش خیلی هم با علاقه اجازه داد کارشو انجام بدن، کلی ذوقشو کردم. میخواستم برم ایستگاه اتوبوس اون طرفِ خیابون، که یه پسربچه اومد پیشم: "خاله، گرسنه امه. میشه یه چیزی برام بگیری بخورم؟" اشاره به سوپر مارکت اون طرف خیابون. بهش نگاه کردم و گفتم باشه :) دوباره گفت " میشه از خیابون هم ردم کنی؟" گفتم: چشم. باهم رفتیم یه بسته شکلات فانتزی انتخاب کرد و یه دونه چیپس. بعد گفت شما حساب کن من بیرون می ایستم. یه لحظه شک کردم! بسته شکلات رو گذاشتم سرجاش و در عوض یه بسته بیسکوییت برداشتم. حساب کردم و بهش دادم. با هم رفتیم اون سمت خیابون، با چشمام دنبالش کردم،‌ رفت نشست کنار یه پیرمردی که جوراب دستفروشی میکرد، از شَکم پشیمون شدم... سوار اتوبوسی شدم که شلوغِ شلوغ بود. من ولی پر از حس خوب بودم،‌ جامو دادم به خانومی که بالای سرم ایستاده بود. تا رسیدن به خونه ستاره های روشن وبلاگ رو خوندم و در آخر حس ختام امروز! شام آماده بود توی یخچال، جای همتون خالی :)


+خیلی طولانی شد و حوصله تون سرمیره وگرنه جزئیات خیلی ریز دیگه ای هم داشت که الان از فکر کردن بهشون کیف میکنم :)

++ الحمدلله بابت امروز. ایشالا همه روزاتون، آسون و جاری باشه :)


بعدانوشت: خودتون خواستید دیگه :دی اون سبزا اضافاتن :)

+ به همه ی اونا اضافه کنید:

مامان تیشرت و کافی میکس محبوب برام خریده بود.

امروز سه تا هدیه مجازی گرفتم که خیلی خیلی بهم چسبید. ممنون از هر سه دوست عزیز :)

++ الان که مرور میکنم، باورم نمیشه این همه پتانسیلِ مثبت یه روز داشته! بازم شکر :)

۳۰ نظر ۲۱ شهریور ۹۷ ، ۲۳:۰۲
ار کیده

خلاصه بحث پوست کلاس خودآرایی که قولشو داده بودم :)

پوست خشک:

مشخصات: زودتر از همه و سنشون چین و چروک میارن/ پوسته پوسته میشه / سریع لک میارن خصوصا زیر چشم / حمام که میان حتما باید مرطوب کننده بزنن، احساس کشش دارن. (از صابون به هیچ عنوان استفاده نکنید، خاصیت قلیایی داره، پوستتون رو تغییر میده و به مرور زمان فوق العاده چروک میاره. از شامپو بدن استفاده کنید و برای صورت هم از شوینده ها مثلِ ژلِ شست و شوی هیدرودرم)

اول: کسانی که مشخصات بالا رو دارند پوستشون خشکه و مراقب زیاد داره. واجبه براشون که کرم دور چشم استفاده کنن ( از 25 سال به بالا).

 بهترین مارک دور چشم هم از نظر قیمت و هم کیفیت پنبه‌ریز هست (روش نوشته Q10  یاBelita  اصلش ایتالیایه) اشتراکیه و توی داروخونه ها ندارن، باید خودتون گیر بیارید.

کرم های دارویی رو مثل دور چشم و ... همیشه ml کم بگیرید تا زود تموم بشه و بعد نوعش رو دوره ای عوض کنید.

برای دوره ای زدن کرم دور چشم پنبه‌ریز اول فیلر بگیرید (برای سیاهی و چروک های ریز دور چشم) و بعد از این که تموم شد بوتاکس ش رو بگیرید که برای چروک های عمیق‌تر و قوی‌تر هست. 

دوم: کپسول ویتامین E رو بخرید، کنارش رو سوراخ کنید و با ضربه ملایم، هرشب، دور چشم بزنید. هم براق میکنه هم شفاف، جرم گیر هست و برای چروک عالیه. اگه دقت کنید روی کرم های دور چشم مینویسه حاوی ویتامین E. این کپسول مثل کرمِ دور چشم کلاژن سازی میکنه. (خارجی هاش بسته ای 18-36 تومنه، ایرانی 4 تومن)

پوست های چرب هم میتونن اسفاده کنن ولی یک شب در میان. تست کنن اگه پوستشون به صوت جوش واکنش نشون نداد، ادامه بدن.

سوم: حتما ضد آفتاب بزنید. مارک های پیشنهادی: Forever ، پنبه‌ریز، Jorjie

حتما غیر رنگی باشه چون چروک میاره. مگر اینکه پشتش نوشته باشهBB Cream  یعنی خاصیت درمانی داره.

تا استخوان زیر چشم بزنید و دور چشم ضد آفتاب نزنید‌

۲۱ نظر ۱۶ شهریور ۹۷ ، ۰۰:۱۱
ار کیده
اولین اولویتم رو آوردم :))
دانشگاه اصفهان
حقوق زن در اسلام

+ هم رشته ای ها و هم دانشگاهی ها لو بدن خودشونو. :))
داریم اصن؟ :دی
۴۳ نظر ۱۲ شهریور ۹۷ ، ۱۶:۱۴
ار کیده
یکی از آرزوهای بچگیم، موهای آبی بود. مامان میگفت آبی طبیعی نیست به صورت نمیاد. رنگشم نبود.
امروز آبی کردم موهامو. خیلی هم قشنگ شده. :)
فقط حیف که دائمی نیست.. 

+ در اولین فرصت مینویسم اون پستی که قولشو دادم.
++ فردا نتایج قراره بیاد... بی صبرانه منتظرم/ هول دارم/ دل تو دلم نیست و ...
۲۶ نظر ۱۱ شهریور ۹۷ ، ۲۲:۴۳
ار کیده

یه چیزی از کل قوانین دنیا رو من درک کردم و فکر میکنم اگه همین یه قانون رو سرلوحه زندگیم بذارم، آرامش توی لحظه هام جاری میشه...

هیچ چیزی همیشگی نیست، هیچ چیزی دوام نداره. نه حالت همیشه خوب میمونه، نه همیشه بد. نه همیشه خوشحالی، نه همیشه ناراحت...

سینوسیه، حتی شاید دوره تناوب هم داشته باشه!

اگه میخوای رشد کنی، توی خوشحالیت زیاده روی نکن که خدا رو بنده نباشی و قسمت سختش، توی ناراحتیت، جزع و فزع نکن که اوضاع رو بدتر کنی.

خوددار باش و صبور...

صبور...

صبور...

موافقین ۲۵ مخالفین ۰ ۰۵ شهریور ۹۷ ، ۲۱:۳۶
ار کیده

حالم گرفته و داغون بود، داشتم با خودم تکرار میکردم "نیازمند یک اتفاق خوب که بیافتد..."

که افتاد! دقیقا بعد از گذاشتن پست قبلی :))

زنگ در خونه زده شد، مامان اومد با سه تا فنچول گوگولی:

هنوز دارم بالا پایین میپرم :))

پ.ن: پست قبلی رو وقتی میذاشتم تو دلم میگفتم،‌ حال "هممونو" دریاب... هممون...

۳۲ نظر ۰۴ شهریور ۹۷ ، ۱۳:۲۶
ار کیده