روزهای رنگی ارکیده

من آن توام مرا به من باز مده
روزهای رنگی ارکیده

بسم الله الرحمن الرحیم

:)

فرزند عزیزم، دلبندکم سلام

نمیگویم دخترم، نمیگویم پسرم، تا اگر روزی گذرت افتاد به این نوشته ها، از من نرنجی یا فکر نکنی منتظرت نبوده ام. تو فرزند منی، پسر یا دختر فرقی نمیکند.

به تاریخ این نامه هنوز قدم در وجودم ننهاده ای و فقط در فکر و ذهنم هستی. مدتی ست که دارم خودم را برای مهمانی از وجودت آماده میکنم. اگر خلاصه بخواهی، رژیم گرفته ام، چک آپ کامل داده ام و دندان هایم را درست کرده ام. خوانده ام که چقدر حساس هستی در ماه های اول و به خودم گوشزد کرده ام که تو اولویت زندگیم هستی :)

از نظر جسمانی شاید تا یک ماه آینده آمادهِ آماده باشم اما از نظر فکری مدت هاست این فرآیند را در ذهن مجسم میکنم. صادقانه بگویم، بیرون آمدن از پوسته ی کنونی ام تا به قالب مادری درآیم هزار بارسخت تر از عوض کردن قالب مجردی به متاهلی بود و اکنون که خودم را میتوانم یک مادر تصور کنم، مسیر جدیدی پیش رویم باز شده، آماده کردن بقیه برای حضور تو. پدرت، مادر و پدربزرگت، دوستانم و... . پذیرفتن نقش های جدید برای آن ها هم شاید کمی زمان ببرد.

هنوز نیستی، اما دوستت دارم.

هم ذوق وجودت را دارم، هم ترس، ترس، ترس...

ترس های زیادی به ذهن و دلم هجوم می آورند اما هر بار فکر تو می تاراندشان. میدانم که وجودت را میخواهم و باید برای داشتنش، قوی و محکم باشم. تمام تلاشم را میکنم، باقیش با خدای توست. :)

+ کتابخانه ی من از کتابخانه مادر و پدرم بزرگتر شد. برای کتابخانه ات برنامه ها چیده ام :))

با عشق، مادرت :)


پ.ن: نوشتم که ثبت بشه، نوشتم که بمونه، نوشتم که یادم نره از چه مسیرهایی گذشتم... نوشتم که بعدا بخونیم و لبخند بیاد به لبمون :)

۹۷/۰۷/۱۲
ار کیده

نظرات  (۲۱)

۱۲ مهر ۹۷ ، ۲۲:۴۸ علیرضا آهنی
بهش پیشنهاد کنید هیچ وقت به حرف های یک معلم گوش نکنه
پاسخ:
چرا؟ :))
۱۲ مهر ۹۷ ، ۲۲:۵۲ علیرضا آهنی
به خاطر موضوعی که برام پیش اومد
پاسخ:
آهان، اون...

چشم، مراقبشم :)
بسیار زیبا
پاسخ:
:)
ای جانممم مامان آینده⁦^_^⁩
زود زود خبر مادرشدنت رو بشنویم،ان شااااءالله⁦^_^⁩
پاسخ:
^-^
مرسی مرسی ان شالله :)
خیلی قشنگ بود^^
ایشالا که ی لبخند گنده رو لبت بیاد:)
ب سلامتی ایشالا*-*
پاسخ:
مرسی عزیزدلم 
ان شالله :)
۱۳ مهر ۹۷ ، ۰۱:۲۸ آنیا بلایت
چقدر قشنگ نوشتی ارکیده جان^-^♡
امیدوارم به زودی نی‌نی کوچولوت صحیح و سالم توی دستات باشه♡♡
 
پاسخ:
قشنگ خوندی آنیا جانم :)
صحیح و سالم، الهی آمین. :)
همین یکی از ترس هامه
۱۳ مهر ۹۷ ، ۰۵:۴۳ اسمارتیز :)
فندق خاله ^_^
پاسخ:
عزیزی ^-^
۱۳ مهر ۹۷ ، ۰۶:۰۹ آقای بیدل
یاد این افتادم :)

hesab-rasi.blog.ir/1397/04/05/دوست-داشتنی-ترین-واقعیت-زندگی-من-2#comments
پاسخ:
الهی... خداحفظش کنه براتون :)
۱۳ مهر ۹۷ ، ۰۸:۱۴ پشمآلِ پشمآلو
عزیززززم .. بچه خیلی بانمکه:دی .. ولی پروسه به دنیا اومدنش کلی تلاش میخواد. . ایشالا خدا یه نی نی خوب و سالم بت بده:*
پاسخ:
راستشو بخوای، من از اونا نیسم که واسه بچه ها غش و ضعف میکنه ولی خب، بچه آدم حسابش جداس :دی
خیلی پروسه سنگینیه... خدا هم به ما کمک کنه الهی هم به شما  ؛)

ممنون عزیزم ^-^
۱۳ مهر ۹۷ ، ۱۱:۰۸ آرزوهای نجیب (:
عزیزم ان‌شاءالله که یه فسقلی سالم و تندرست و خوشگل‌موشگل نصیبت بشه.
ولی بذار یه وقتایی منم بغلش کنم🙈 خیلی بچه دوست دارم آخه 🙃🙃
پاسخ:
ایشالا ایشالا :)
چشممم اصلا همش میذارمش پیش شما :دی

+ الهی قسمت خودت، اول باباش، بعد خودش :دی
۱۳ مهر ۹۷ ، ۱۱:۴۶ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
مامان خوبی میشی ان‌شاالله^__^
پاسخ:
امیدوارم امیدوارم...
ایشالا خدا کمک کنه... خیلی سخته ...
۱۳ مهر ۹۷ ، ۱۴:۳۷ جناب منزوی
پیشاپیش خدا حفظش کنه :)
پاسخ:
ممنووون :))
خدا شما و فرزند(ان) تون رو برای همدیگه حفظ کنه
خوشبحال این فرزند(ان)که مادرش از الان بفکرش(ون)ه
پاسخ:
چه تاکیدی هم دارین روی جمع بودنشون :))
سپاسگزارم ^-^
'بچه یکی یه دونه خودش اذیت میشه و احساس تنهایی زیادی میکنه
یه دوجین باشن خوبه:))
پاسخ:
پس ایشالا خدا بهتون یه دوجین بچه بده :دی
عزیزم ...
یک روز برسه درو روتون باز کنم ببینم یک نی نی خوشگل دست همسرت و یک ساک بچه رو دوش تو ...:)
چقدر به جفتتون میااااااد ...:)
پاسخ:
الهی :))
مرسی مرسی
ان شالله ^-^
ان شاءالله به زودی در این وب خبر مادر شدنت رو ببینیم :)
پاسخ:
سلام خانم
ممنون، ان شالله :)
سلام عزیزم 
پاسخ:
:)
۱۴ مهر ۹۷ ، ۱۷:۲۷ حامد سپهر
خوش بحال اون نی نی با این مامان مهربونش:)
ایشالا که خدا یه نی نی سالم و صالح قسمتتون بکنه:)
پاسخ:
مهربونم من؟ :))
مرسی مرسی جناب سپهر
روزی خودتون ان شالله :)
ای جان برای این مادر مهربون ^__^
ای جان برای اون نی نی های خوشگل و زیبا ^__^

خدا حفظ کنه شما و دو قلوهای دوست داشتنی تون  💚🤗


سلام :)
پاسخ:
کو کجا؟ :)))

دو قلو؟ عزیزم:)))

مرسی از ذوقت
سلام :)
عجله نکنیم ایشالا بزودی خبرش تو بیان می پیچه :))
مثل وقتی که پریسا خانوم ( وبلاگ حبه انگور ) مادر شدند و خبرش همه جای بیان پیچید :))

آره دو قلوهای دوست داشتنی ^__^

عزیزمی :**

پاسخ:
عزیزم :))
آره من خودم میام میگم :دی
ولی هنوز خبری نیس ؛)

هرچی خدا بخواد :)

:**
آره بعدا بیایید این پست رو بخونید و بخندید
تصمیم مبارکی است :)

+ منم باید برا دندونام وقت بذارم.
پاسخ:
ممنونم :)

+ یادتون نره :)