روزهای رنگی ارکیده

من آن توام مرا به من باز مده
روزهای رنگی ارکیده

بسم الله الرحمن الرحیم

:)

از مدرسه اومدم بیرون، در حالی که یکم توی ذوقم خورده بود. یکم؟ خب شایدم بیشتر... توی دلم به خدا داشتم میگفتم: توی این دنیای بزرگت، جای من کجاست؟! چرا هیچ وقت، حس نکردم جای درستی ایستادم؟ از نگاه خیره پیرمرد واکسی فهمیدم، یکم بلند گفتم انگار. شایدم نگاهش به کفشای واکس لازمم بود... توی ذهن و دلم شرمنده شدم از کیف پول خالی. راه رفتم تا مدرسه مامان، حس کردم متنفرم از این خیابون و قدم زدن توی بلوارش، با درختای توت بلند اما بی روح. انگار که هیچی عوض نشده نسبت به ۵-۶ سال پیش. درختا قد کشیدن ولی حس همون حسه...
ماموریت هام تموم شد. با خیال راحت کتاب "تربیت" شهید مطهری رو برداشتم تا توی اتوبوس بخونم. هنوزم دانش آموز بودن رو ترجیح میدم به بهترین معلمی دنیا...

+ یه آهنگ فوق العاده میخواستم به این پست، پیوست کنم که لینک آزادش نبود. اوصیکم به آلبوم دو مایل مانده به مریخ از آرش فلاحی. آهنگ مذکور "بی نهایت".
۹۷/۰۷/۰۳
ار کیده

نظرات  (۸)

مبارکه حق التدریس میری!؟ پارتی هم خوب چیزیه...
این آفاق آفاق برای منم افتاده که گاهی بلند فکر میکنم:))
پاسخ:
اگه شده بود که اینجا رو چراغونی میکردم :))
حس کردم کلاس رفتی و راضی نبودی و نیستی...
پاسخ:
اولیش که بیشتر امیدوار بودم، نشد‌.
دومیش هم اگه بشه، چندان باب میلم نیست...
۰۳ مهر ۹۷ ، ۲۳:۱۶ تسنیم ‌‌
منم یه روز به عنوان جانشین به سه پایه‌ی دبیرستان زیست درس دادم، به نظر من که بد نبود، ولی بچه‌ها به معلمشون گفته بودن ما حرفای قلنبه سلنبه‌شو نمی‌فهمیدیم 😂😂😂 فهمیدم به درد معلمی نمی‌خورم :))

بازم بگرد، پیدا میشه ^_-
پاسخ:
من تا حالا امتحان نکردم...

+ اوم... باید فکر کنم... زیاد...

:)
۰۳ مهر ۹۷ ، ۲۳:۱۶ جناب منزوی
امیدوارم وقتش بشه :)
پاسخ:
ایشالا  :)
۰۴ مهر ۹۷ ، ۰۰:۱۷ حامد سپهر
هر اتفاقی در زمان خودش اتفاق میوفته بنظرم ما آدما عجولیم ، به زمانبندیه خدا شک نکن:)
پاسخ:
دقیقا همینه... :)
۰۴ مهر ۹۷ ، ۰۶:۱۱ آقای بیدل
هر کاری اولش سخته :)
پاسخ:
درسته... :)
۰۴ مهر ۹۷ ، ۱۱:۳۳ آقای سر به هوا :)
حامد سپهر چه حرف قشنگی گفت:)
پاسخ:
خیلییی :)
فیلم قوی سیاه که پورتمن توش بازی کرده رو دیدی؟! :دی
پاسخ:
میدونم داستانشو...ولی هنوز کامل ندیدم

+ دوسش دارم پورتمن رو :)