روزهای رنگی ارکیده

من آن توام مرا به من باز مده
روزهای رنگی ارکیده

بسم الله الرحمن الرحیم

:)

۱.

یکی از ایده آل هام اینه که، ازخونه برم بیرون و بعد از چند ساعت برگردم، ببینم که گوشیمو جا گذاشتم و اصلا نفهمیدم. ترکِ عادتِ مزخرفِ چسبندگی.

۲.

پاییزه یا چله تابستون؟ شمشادا زرد شدن. برگ های درختا زرد. توی پیاده رو، صدای خش خش برگ های خشکه... سپر بلای بی تدبیری ما شدن، درختای زبون بسته...

۳.

بزرگ شدم! "تنها" رفتم آزمایش دادم. "تنها" رفتم دکتر. کلاس "خیاطی" ثبت نام کردم. تازه ترسم خیلی کمتر شده از سبقت و ماشین های بزرگ. این چند روز ۵-۶ سانت قد کشیدم :))

مونده "تنها" برم خرید لباس و پارچه. :)

۴.

توی کلاس طراحی، از بحث پرسپکتیو بلاخره اومدیم بیرون و طراحیِ آناتومی بدن شروع شد‌. خیلی هیجان انگیزه :))

۵.

اینقدر که وقتی از خیابون دانشگاه رد میشم، ذوق میکنم. اون ۴ سالی که میومدم همین دانشگاه ذوق نداشتم. خاصیتِ ارشده، یا دوری یه ساله از درس و بحث؟ :))

۹۷/۰۵/۰۳
ار کیده

نظرات  (۲۷)

عادت چسبندگی😂
زرد شدن؟من که اینقدر تو خونم نمیدونم چی میگذره بیرون((:
بزرگ شدنتون مبارکا باشه😀 
پرسپکتیو چی هست 🤔
(((:
پاسخ:
چسبندگیِ مزخرفِ گوشی :|
زرد شدن. دارن از بین میرن، از بی آبی ه...
مرسی :)))
پرسپکتیو توی طراحی :)
بزرگ شدی ...نکنه به سمت مادری داری نزدیک میشی؟:)
پاسخ:
دارم آمادگیشو پیدا میکنم :))
یعنی تنهایی برم خرید، دیگه میتونم مامان بشم؟ :دی
آفرین
بله ...اولین گام ها رو داری برمی‌داری!
پاسخ:
اوهوم... اون کارایی که نوشتم، هر کدوم واسم یه ترس کوچیک بود. احساس وابستگی توشون داشتم. الان حس خیلی خوبیه :)

خیلی مونده پس :)
اه ...امان از کم آبی😔

میدونم تویه  طراحیه... یه تعریف ساده ازش میگی بهم لطفا؟
پاسخ:
هوم.. :(

توی مناظر همه ی خطوط به سمت یه نقطه ای به اسم نقطه گریز میرن. جوری که مثلا توی خیابون درختا و تیر برق هایی که جلو هستن رو بزرگتر میبینیم و هرچی به نقطه گریز نزدیک میشه، کوچیکتر میشن. 
از حالا واقعن زوده مامان بشی فعلن درستو بخون با فراغ بال ...
گام های بعدی و هم تند تند بردار:)
پاسخ:
:))
چشم :)
اهاااااا فهمیدم😀 
مرررسی😙
پاسخ:
قربانت :)*
آره معلوم نیست پاییزه یا تابستون ! مسعولین رسیدگی کنن !
پاسخ:
مسئولین ...
مگه "مسئول" هم داریم؟ :)
واقعا !
پاسخ:
:)
تک فرزندا اینجورین دیگه :))
پاسخ:
لوسیم؟ :))
جسارتا بعله :))
#شوخی
پاسخ:
:)))
خیلی هم مستقلم من :دی
هیجان‌اگیزتر از طراحی آناتومی بدن اونه که یه نفر برای کلاسش ‌هیجان‌زده می‌شه D: من از این اتفاق مثل چی لذت می‌برم :|
پاسخ:
برای کلاس طراحی؟
خودت واسه کلاس هیجان داری؟ 
درست متوجه نشدم :)
اینکه تو برای کلاست هیجان‌زده‌ای منو هیجان‌زده می‌کنه :) خوشم می‌آد یکی رشته‌شو دوست داره :) داغانم بذا شاد باشم :| :)
پاسخ:
آهان. اوکی :))
رشته ام نیستا.. همین طوری رفتم نقاشی یاد بگیرم ولی دوسش دارم خیلی :)
عزیزی داغان :دی
عه! خب احساس من کلاس رفتن هم در بر می‌گیره :دی
پاسخ:
عزیزم :)))
۰۳ مرداد ۹۷ ، ۲۳:۳۵ آقای سر به هوا :)
من هیچوقت اونقدر بزرگ نمیشم که بتونم لباس بخرم:/
پاسخ:
خیلی سخته انصافا :))
یک 
آسونه :)
کم کم :) میتونی از گوشیِ جایگزین مثلا از اون نوکیا ساده ها استفاده کنی :) و گوشی خودتون رو  نبرین :)
روزی مثلا نیمساعت پیاده روی که میکنی گوشی رو از خودت دور کنی ! تنها جاییکه میشه از گوشی دور شد فقط در زمان پیاده روی است :)

۲ : آ بخدا منم چند روزه دارم به این فکر میکنم چرا برگا زرد شدند؟ و البته من خش خش برگا رو دوست دارم ولی نه تو تابستون 
بلکه فقط تو پاییز :) لذت بخشه :)

۳:
خیلی هم خوب خیلی هم عالی :) بیاین بیزحمت به خواهر منم یاد بدین تنهایی بره بازار و خرید اینا :))) البته اگر رفتین خرید :)


۴ :
طراحی قسمت پرسپکتیوش یک کوچولو آدم رو اذیت میکنه ولی بقیه اش قشنگه بخصوص همون آناتومی :)
موفق باشین:)

۵ 
تو ذهنم یه چیزهای رو  گفتم و اینجا تایپ کردم و نوشتم ولی دوباره پاک کردم :))


سلام :)
صبح تون بخیر ارکیده جان 💚


پاسخ:
هوم... یه همتی میخواد که ترک شه..‌

آره الان خیلی غصه داره..  درخت گردو پشت خونمون با وجود کلی گردو که داده الان برگهاش زرده زرده‌‌ ... :(

خرید کلا با بقیه کیف میده ولی به نظرم آدم‌ باید بتونه خودش تنهاییم خرید کنه. دارم تلاشمو میکنم :دی

پرسپکتیو هم قشنگ بود ولی آناتومی خیلی جذاب تره :)

:)))

سلام خانوم گل
صبح شمام بخیر :)

گزارشگر رادیو تهران رفته بود توی پارک شهر
از یه دختره پرسید توی این شیش ماه که اینجا دوچرخه سواری میکنی چه تغییری کردی؟ گفت قدم بلندتر شده گزارشگره نتونست جلو خودش رو بگیره پوکید از خنده :|

پاسخ:
:)))
الان شمام خنده تون گرفت؟ :)
نه :| بگم آره توو ذوقت میخوره
پاسخ:
:|
:)
پاسخ:
:)
خداروشکر من از نکبت تلفن هوشمند رها شدم(:
کم کم خودمونم خشک میشیم..فلا برگ ریزونمونه
همون دوری یه ساله از درسه (:
پاسخ:
چه خوب. خوشا به سعادتتون :)
هی ...هی...
اینقد بچه اهل درسیم یعنی؟ :))
ماشالا دیگه مردی شدی برا خودت :)))
شوخی کردم
پاسخ:
:))))
ماشالا به خودم :دی
دلیل دیگه ای نمی بینم (:
پاسخ:
هوم... شاید :))
۰۴ مرداد ۹۷ ، ۱۴:۵۲ چارلی ‌‌‌
خیلی هم کوتاه‌نوشت نبودا :))) پست‌های از این کوتاه ترم داشتین :-"

+ این اپلیکیشنای ترک گوشی رو‌ دیدین؟ :))‌‌‌‌‌ اینا که مثلا هرچقدر بیشتر نرین سراغ گوشی، درخت‌تون بزرگتر میشه؟ 

+ من حاضرم برای ۵-۶ سانت قد کشیدن، آدم بکشم حتی :|

+ چه عالی که کلاس طراحی میرین :)) یه قدم به رویای نقاشی دیجیتال نزدیک تر میشین اینجوری‌‌!  من در حد چشم چشم‌ دو ابرو بلدم فقط :|
پاسخ:
راستش میخواستم هر کدوم از اینا رو تک تک منتشر کنم. بعد گفتم مگه ایجا توییتره :|
شاید باید عنوان میزدم، کوتاه نوشته ها..

عه، نه. چه جالب! اسمشو نمیدونین؟

این قد کشیدنه استعاری بود البته :دی

اوهوم، خیلی لذت بخشه و اتفاقا اون نقاشی دیجیتال هم همش توی فکرمه :)
شمام که ماشالا کارتون توی گرافیک خوبه، طراحی رو هم یاد بگیرید. خیلی عالی میشه :)

۰۴ مرداد ۹۷ ، ۱۵:۱۵ چارلی ‌‌‌
اسمش Forest: Stay focused‌ هست :)) اگر کمکتون کرد به ما هم بگین D:

اون که مشخص بود، کلا گفتم من D: وگرنه اگر میشد اینجوری توی چندروز قد کشید که منم میرفتم کلاس خیاطی ثبت‌نام میکردم :)))

ایشالا بعدا یه قلم نوری هم می‌خرین و پست‌هاتون رو دیگه با نقاشیای خودتون منتشر می‌کنید :))
تمرین زیادی میخواد راستش، من اونقدر وقت ندارم واقعا :( 
+ راستی این کتابای خودآموز طراحی تا چقدر میتونن کمک کنن بنظرتون؟ :)
پاسخ:
آهان. سپاس :))
امتحان میکنم حتما :)

هاهاها :)) آره خیاطی خصوصا، بهتون میاد :دی

آه ای رویا... چقدر زیبا... چقدر دست نیافتنی :|
استادم شهریه ترم بعدش رو ۶۰۰ تومن کرده. اصلا نمیدونم میشه ادامه بدم یا نه :|

کلاس و استاد، به نظرم یه جنبه مهم انگیزشی داره و این که قلم رو ببینین شاید خیلی موثر باشه. ولی کتاب رو نمیدونم... بهتر از هیچیه. اگه الان فرصتش رو ندارید :)
بح تو هم که طراحی میری ^__^
عکسای طرحاتو بذار کیف کنیم :*
پاسخ:
اوهوم. ولی نه خیلی منسجم :|
عزیزمی. چشم :)*
۰۴ مرداد ۹۷ ، ۱۷:۵۸ پســـــــــــــر روزگــــــــــار
خودتونو بچسبونید به کتاب خب
اینجوری هم واسه خودتون خوب میشه هم عادت چسبندگیتون مفید میشه :)
پاسخ:
کتاب که میخونم
بحث عادته بیشتر...
کوتاه نوشت های دل چسبی بود

این اولین بارها که آدم کارهایی رو تنهایی انجام میده واقعا حس بزرگ شدن داره



ارشد میخونید؟
چه دیر بزرگ شدید! :)
من دبیرستانی بودم که بزرگ شدم :))
پاسخ:
ممنون

بله..

خب بستگی داره. حالا اینام چیزای خاصی نیستن ها. قبلا فرصتش پیش نیومده بود
هر کاری شروعش هیجان داره :)
بهترین ها نصیبتون
پاسخ:
ممنونم :)