روزهای رنگی ارکیده

من آن توام مرا به من باز مده
روزهای رنگی ارکیده

بسم الله الرحمن الرحیم

:)

۲ مطلب در ۳۱ تیر ۱۳۹۷ ثبت شده است

عمیقا دوست دارم این دویست تا اثر ادبی شاهکار رو که توی لیست want to raed م دارم، با کیفِ تموم بخونم و بعدش: بگردم توی قفسه های کتابخونه ادبیات، کتاب های غریبی که مدت هاست هیچ کس سراغشون رو نگرفته، بردارم. اول کلی نازشون کنم، باهاشون حرف بزنم و بعد آروم آروم بخونمشون :)

اگه با فرمونِ خوبِ کتابخونی پیش برم، این آرزو 2-3 سال دیگه، توی دستامه *-*

فیلم کوتاهِ پیشنهادی: The Fantastic Flying Books
۱۵ نظر ۳۱ تیر ۹۷ ، ۲۳:۴۲
ار کیده

دیشب که طبق معمول دیر و بد خوابیدم، امیدوار بودم به خوابِ خوشِ صبح. صبح ولی گرم بود، از بیرون بوی گند فاضلاب میومد و نمیشد کولر زد. پنکه بیچاره هم پس هیچکدوم برنمیومد نه بوی گند و نه گرما. با اینحال چشمام گرم خواب شده بود که چند نقطه از دست و پام شروع کرد به خاریدن و بعدشم اندازه یه گیلاس اومد بالا. منِ ملتمس خواب، گرما دیده و بوی گند کشیده، انصاف بود حالا از ترس تو! پتو بکشم روم و بخوابم؟

خلاصه که یکم به خودم پیچیدم و خوابم میومد و آخر نشد! بلند شدم. داشتم موهامو شونه میکردم که دیدم بح! حجمش دو برابر شده و اینقدر خورده که حال نداره بال هاشو تکون بده، روی میز آرایش چپکی نشسته بود. گفتم بذار به مرگ طبیعی بمیره، دستمو به خون خودم آلوده نکنم :|

ولی اگه یکم خودداری میکرد، هم اون الان کیفش همچنان کوک بود هم من، مثل جوجه ها اینور و اونور چرت نمیزدم.

پشه! بی رحمی، باش ولی خوددار باش حداقل :|

۱۵ نظر ۳۱ تیر ۹۷ ، ۱۱:۴۳
ار کیده