روزهای رنگی ارکیده

من آن توام مرا به من باز مده
روزهای رنگی ارکیده

بسم الله الرحمن الرحیم

:)

نسبت به بچه هیچ حسی ندارم. دیروز تو مهمونی از ۲ ماهه بود تا ۳ ساله، دوباره خودم رو محک زدم. هیچی، خالی ِ خالی! حداقل باید دل آدم اون ته ته ها یه غنجی بره؟! من؟ اصلا! 

وقتی عقلم با فلسفه بچه داری کنار نمیاد، باید امیدم به همون غنج ته دل باشه، که نیست. فقط میتونم بگم، "دلم" بچه نمیخواد...

۹۷/۰۳/۰۴
ار کیده

نظرات  (۲۰)

مگه میشه یه گوگولی ببینی و دلت بچه نخواد؟
من عاشق بچه م فقط حیف که باباش نمیاد 😂

+شیطون! آواتار چی میگه؟ 😉
پاسخ:
باور کن وقتی یه "گوگولی" میبینم، هیچ حسی ندارم
الهی دوتاش نصیبت بشه :)*

+ آوتارخوشگل بود، همین فقط :)
کم کم حسش میاد
اگه دلت غنج نمیره واسه اینه که هنوز وقتش نشده
به موقش خدا مهر بچه رو میندازه به دلت^_^
پاسخ:
دلم به همین روشنه، که یه روز حسش بیاد و دوست داشته باشم
مرسی از کامنت و محبتتون :)
هیچ زنی نیست که دلش بچه نخواد...
هیچ زنی...
ذات و طبیعت جدا نشدنیِ زن، فارغ از هر فکر و فلسفه ای، میل به زایش ئه...
کم سن تر که بودم علی رغم بچه دوست بودن ، میگفتم چیه یه موجود دیگه رو آدم بیاره تو این دنیای کثیف ! 
الان میگم حتما دلم میخواد فرصت تجربه ی این زندگی شگفت انگیز با همع ی بالا و پایین هاش رو به چند نفر دیگه بدم... 
پاسخ:
من از وقتی دختر بودم، زیاد با بچه ها ارتباط نمیگرفتم، فکر میکردم بعدا برای بچه خودم فرق میکنه ولی... هنوز هیچ حسی ندارم

چه جالب :)
شاید تفاوت توی همین بالاتر رفته سنه...
نظر همسرت هم همینه؟
منم زنداییم یک سال بزرگتر از توئه، نه خودش و نه داییم هیچ رغبتی به بچه دار شدن ندارن. همدیگرو دوس دارن و می‌گن واسه هم کافی ایم!
فعلا داره واسه ارشد میخونه از زیر حرف فامیل در رفته. میگه نمیدونم چکار کنم بعد این واسه بچه بهم گیر ندن :|
پاسخ:
نوپس!
در کل تصمیم داریم که بچه دار بشیم. ولی من مشکل دلی رو دارم که نمیخواد.
ببین خیلی سخته! خیلی سخته! که به بقیه بگی بچه نمیخوای. من که میگم فعلا نه، همه هجوم میارن بهم که دیر میشه و فلان... حالا اگه یکی بگه اصلا نمیخوام که دیگه ریزه ریزه اش میکنن :))
مردم رو نمیشه هیچ کاری کرد، باید از یه گوش شنید و از یه گوش رد کرد...
فلسفه ی بچه داری تو ذهنت چیه؟ 
پاسخ:
من با فلسفه بچه داری مشکل دارم. واسش فلسفه ای ندارم :)
دلایلی مثل، اولاد صالح و عصای دست و رشد و ... اینا رو قبول ندارم کلا :))
۰۴ خرداد ۹۷ ، ۱۰:۵۵ آقای سر به هوا :)
دل نداری نکنه؟
پاسخ:
شاید !
بچه که خیلی خوبه ولی دردسرش خیلی زیاده!
پاسخ:
سلااام آقای دال :)
خوبه؟ :)) خود دردسره :)
من براشون ذوق میکنم اما اصلا خوشم نمیاد خودم بچه داشته باشم بزرگش کنم
بچه باید بچه مردم باشه یکی دو ساعت ببینیش بره تا سال و ماه دیگه:دی
پاسخ:
حالا فک کن من تو اون یکی دو ساعت هم ذوق نمیکنم :|
راستش من بچه ها رو فقط از دور دوست دارم و از نزدیکهم فقط تا یک ساعت بتونم ازشون نگهدارى کنم بعد دیگه توجیح میدم تحویل خونوادش بدم و میگم چه خوبه دیگرانى هستند که بشه بچه رو تحویلشون داد بعد یک ساعت :|

پاسخ:
:)))
اصلا بچه تا اون موقع که میخنده و شیرین بازی در میاره خوبه، بقیه اش مال خودشون :دی
باید ببینی بچه چه نسبتی داره
من عاشق بچه ام اما برای هر بچه ای دلم غنج نمیره
بچه برادرم و یک هفته نبینم از دلتنگی دیوونه میشم و وقتی میاد پیشم از بغلم رها نمیکنمش
بستگی به نسبت داره:)
پاسخ:
خب من چون تک فرزندم، بچه نزدیک ندارم. تنها بچه موجود الان برادرزاده شوهرمه که اونم اینقدر دلبستگی احساسی ندارم بهش...
یعنی میگی، چون نزدیک نیس، طبیعیه؟ :|
سلام:) 
شاید اونقدر خوشگل وگوگولی و خوش لباس و ..نبودن :))) تاثیر داره آخه 
من بچه خیلی دوس دارم اما نه هر بچه ای باید حنما خوشگل یا لاقل بانمک باشه با لباسای تر تمیز:دی 
احساس عجیبی داری:دی
پاسخ:
سلام هانای عزیز :)
اوممم... برای منم بستگی داره ولی نه اونقدر :)
اوهوم. عجیبه ، برای بقیه هم عجیبم میدونم :)
عههه شمام متاهلی؟
فکر کردم مجرد باشی 
طبیعیه
منکه اصصصصصصصلا به بچه های طایفه همسر علاقه ندارم اصلا نچسب نیستن=))
رابطه خونی نداریم
بچه میگن خون میکشه
برادرزاده چون هم خونه انگار خونم براش میجوشه
پاسخ:
بله بله :)
جالبه. پس با این حساب من هیچ وقت این حس رو تجربه نمیکنم! :|
تجربه میکنی با فرزند خودت*_*

پاسخ:
امید به خدا :)
من به بچه های دیگراان همچین حسی دارم ولی خودم دوست ندارم موجودی رو توی این دنیا کثیف لعنتی بیارم که زجر بکشه
پاسخ:
یکم بد بینانه نیست؟  :)
بچه خودتون رو که ببنید باز هم همین حرف رو میزنید ؟  :)

@هاتف
دنیایِ کثیفی که خودمون ساختیم.   هر بچه که به دنیا می‌آید یعنی هنوز امیدی برای درست شدنش هست!  قوی باش!!
پاسخ:
مشکل من سر بچه خودمه. دلم بچه نمیخواد :)

@ : تعبیر جالبی بود. یعنی هنوز امیدی هست! :)
@احسان
احسان عزیز من چنین امیدی ندارم واقعا و حرفت که خودمون درستش کردیم آره دنیای کثیف رو خودمون درست کردیم و نسل بعد واقعا قراره زجر بکشن!
برای همین بهتره نیان تا اینکه بیان و با کلی مشکلاتی که ما براشون ساختیم دست و پنجه نرم کنن

ارکیده عزیز نه بدبینانه نیست . من فکر می کنم اینطوری بهتره برای من و بچه ای که نمیاد
پاسخ:
من چون بحمدلله از زندگیم و زنده بودنم راضیم، از این بابت ناراحت نیستم و دوست دارم موهبت زندگی رو به کس دیگه ای هم ببخشم :)
سلام
بچه ها خیلی خوبن ^_^ 
ولی جورشون رو هم باید کشید :)
پاسخ:
خوبن :)
بله... جور و جفاشونو باید کشید :)
@هاتف

دنیا آسون نیست. قبول دارم که سختی‌های خودش رو داره اما در مقابل روزهای زیباهم داره :)
اگر شما فرزندی داشته باشین که بتونین بهش یاد بدین چطور از زندگیش لذت ببره مطمئن باشین ارزش بجون خریدن سختی‌هاش رو داره :)

+
ولی من نه بخاطر خود بچه، بلکه بخاطر خودم می‌گم نباشه بهتره :))))
مثلا اگه مامانم قبول کنه بزرگشون کنه و من فقط براشون لباسای خوشگل بخرم و نازشون کنم با کمال میل بدنیا آوردن چنتارو قبول می‌کنم :دی
پاسخ:
آیدا، مامان من کاملا این مسئولیت رو پذیرفته! اصلا میگه تو بچه بیار که من بزرگش کنم!
هر چند که من بی نهایت مستقلم و اصلا زیر بار همچین چیزی نمیرم. :دی

دقت کردی اینجا به یه نقطه تفاوت میرسیم؟ :))
به نظر منم کلا بچه دردسره حالا دیگه خیلی هم بخاطر حرف مردم و خلوت نبودن خونه تو دوران پیری ، یه دونه باشه بهتره
میدونین چیه وقتی بچه ی خواهرمو میبینم احساس میکنم من اعصاب بزرگ شدنو مریضی و نگرانی از اینکه کجا رفت و با کی رفت و درسشو خوند یا نه و واکسنش کیه و ... اینچزا رو ندارم
پاسخ:
دقیقا... یه نگرانی مادم العمره...
حالا عجله ای نیست :)

http://fiish.blog.ir/tag/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF
پاسخ:
مرسی بابت لینک :)