(: روزهای رنگی من

من آن توام مرا به من باز مده
(: روزهای رنگی من

بشکن خود را که بت شکستن این است
بگذر ز خودی؛ ز قید رستن این است

در گوشه ی خاطر عزیزان جا کن
در مذهب ما، گوشه نشستن این است

آخرین مطالب

روی خط

‎۹۷

همیشه ۹۰ درصد آهنگ هایی که گوش میدم خارجین. روی نوک انگشتام بلند میشدم و حس میکردم باله باید همینطوری باشه‌. عاشق موسیقی بودم، دیوونه ی پیانو اما توی صندوقچه دلم مخفیش کردم چون فکر میکردم ساز و آواز به درد زندگیم نمیخوره.

من نه غربی شدم، نه مذهبی. من همیشه یه چیزی بودم اون وسطا. موهامو نمیذاشتم بیرون ولی روسریم رو تا روی ابرو نمیکشیدم. تیپ مورد علاقه ام همیشه یه مدل خاص مانتویی بود ولی چادر رو انتخاب کردم. من اون وسط بودم، هیچ کدوم از دوستام مثل من نبودن، یا این ور خط یا اون طرف. من بودم که روی خط راه میرفتم.

پیش دوستای مذهبیم، فرق داشتم، زیادی اپن مایند بودم. پیش دوستای غیر مذهبی، انگار که نماینده دین خدام! اما هیچ کدوم من نبودم...

هنوز هم نمیدونم کیم.

شاید تنها ساکن کشور روی خط...


پ.ن: کامنت رو باز میذارم ولی... قضاوتم نکنید ...

۹۷/۰۱/۳۰
ار کیده

نظرات  (۱۸)

آخ آخ یه جیزی رو یادم انداختی راجع به خودم که امشب مینویسم البته موقت 
پاسخ:
:)
امان از دوستا که اگه یه ذره اینور اونور بشی کلا از بوم میندازنت بعضی هاشون
هیچوقت نفهمیدم عقاید ما که یه چیز شخصیه چرا باید باعث بشه برچسب بخوریم تو جمع دوستانه
یکی دوست داره مذهبی باشه یکی نه اینم به ظاهر ربطی نداره
یکی چادر داره و ادم درستی نیست یکی هم ظاهرش ازاده اما تو دلش بیشتر به خدا توجه داره
کی قراره این قضاوتا تموم بشه خدا میدونه
اونایی هم که خط مستقیم رو میرن توسط هر دو طرف منافقن:/یکی میگه فلانن اون یکی میگه نه بابا چنانن:/
بهترین کار اینه که مسیر خودتو ادامه بدی :)
پاسخ:
مرسی الهام عزیزم از نظرت

قضاوتا آزاردهنده ست ولی من خیلی درگیرش نبودم، مسئله ی من اینه که نمیدونم خودم جز کدوم گروهم. این عدم تعلق یکم ناراحتم میکنه...
خب نیازی نیست شما جز گروه خاصی باشی
سعی کن خودت باشی
بدون اینکه مدام حس کنی خب من مذهبی ام یا ازاد
تو خودتی خود خودت خیلی قشنگ تری 
من خودم اینجوری ام با این تفاوت که قضاوت میشم
یکی بهم میگه جلف چون رنگ مانتو من قرمزه اما بلنده یکی هم میگه مذهبی و افکارت قدیمیه چون بر فرض مثال کلا اعتقادی به رابطه عاشقانه با جنس مخالف ندارم
یکی میگه زیادی بازی چون با پسرای فامیل عین دوستانم عادی برخورد میکنم یکی دیگه هم میگه چقدر تو افکارت بسته اس چون اجازه پیش روی هیچ احدی به زندگیم نمیدم
نیازی نیست جزو دسته خاصی باشم...مذهبی یا عادی...من خودمم با افکار خودم
دین سخت نیست اسونم نیست منم تا حد امکان رعایت میکنم اما دلیل نمیشه بخوام چادر بپوشم که اصلا هنر پوشیدنش رو ندارم ولی سعی میکنم حجابم رو رعایت کنم حداقل تا سطحی که خودم تشخیص میدم...ممکنه من به روابط عاشقانه اعتقادی نداشته باشم اما اینکه با مثلا پسرای فامیل عین دوستام رفتار میکنم دلیل بر بد بودن من نیست من همون دختری ام که اگه یکیشون پاشو از حدش فراتر بذاره پوستش رو میکنم
پس سعی کن روی همون خط اعتدال بری
خدا معتدل ها رو بیشتر دوست داره:)
پاسخ:
اعتدال تعریف مشخصی نداره، هر کس به نوعی خودش رو میانه میدونه.

من برام مهمه که کدوم طرفیم، باعث میشه خودم رو بیشتر بشناسم
احساس میکنم یه جای کار اشتباه ست که نتیجه میشه روی خط رفتن.

و این که خودت رو تنها بدونی و نه متعلق، شجاعت زیادی میخواد! جرات همین قضاوت بقیه... میدونی، گاهی به برداشتن چادر فکر میکنم ولی بعد میبینم دیگه شاید نتونم برم تو جمع های خانوادگی، خصوصا طرف خانواده همسر!
میبینی؟ جرات میخواد! شاید بتونم فکرشو بکنم ولی میدونم هیچ وقت آزادی انجامش رو ندارم... 
اونور خط بودم. یه مدت روی خط... الانم پرت شدم اینور گویا.
پاسخ:
کدوم وری الان؟ :)
منم مثل تو هستم وسطم 
پاسخ:
:)
بنظرم باید خودمون باشیم
من موسیقی گوش می دم، ولی نه هر موسیقی
از آدم های به ظاهر مذهبی بدم میاد و همنشین اونا نیستم، دافعه دارن تا جاذبه
اونایی که مدعی تمدن هستن کلا با هم جور نیستیم، ظاهرا من هم رو خطم 😊
خوش باشید بانو
پاسخ:
سخته خودمون باشیم. مگه نه...؟
توی دل آدما رو که نمیشه دید... آدمای مذهبی و به ظاهر مذهبی همشون عین همن...

سپاسگزارم جناب. بهمچنین شما 
اینوری که دیگه اونور نیست!
کلا خطتت دو سمت داره.
نمی‌شه گفت غربی. ربطی به غرب نداره. پست آقای دال رو یادته؟ همون

پاسخ:
آره، نمیشه گفت غربی. اسم بهتری به ذهنم نرسید و چون به زندگی در خارج فکر‌میکنم، گفتم غربی...

همین آخریه؟ آره
اونجا گفته بودم که: من قبلا حتی نمازم رو هم قضا نمی‌دادم.و چیزایی از این قبیل که اعتقاداتِ خیلی قوی‌ای داشتم.
بعد یذره یذره اومدم روی خط.
نمی‌دونم چی‌شد و چطور شد که یکهو خودم رو اینورِ خط دیدم.

(خیلی آروم و بی صدا) شایدم تقصیر غرب باشه اما این یه چیز قلبیِ ارکیده.
پاسخ:
کامنتتو نخونده بودم.

تقصیر غرب که نه... ما عوض شدیم!
آره من لحظه‌ی آخر کامنت گذاشتم و چون موقت بود زود پاک شد.

می‌دونی من این رو، از بعضی از اعضای خونواده پنهون می‌کنم؟ اینکه اعتقاداتم ضعیف شده... چون شروع می‌کنن به انتقاد. حتی تو خونه خودمون هم مامان می‌گه چیزی نگو رو بچه‌ها تأثیر می‌ذاری.
این اصلا خوب نیست. سعی کن رو خط بمونی و اینور خط نیای.چون احساس تنهایی میکنی.
پاسخ:
امم من پنهون نمیکنم :)
با بقیه بحث میکنم، کتاب های شهید مطهری رو هم که میخونم با دید انتقادیه، ولی خیلی وقتا هم قانع میشم.
آره جلوی بچه ها چیزی نگو، ولی با بقیه صحبت کن در موردش، کتاب بخون.‌‌.. میدونی اون ور موندنم آدم رو ساکن میکنه...
اینکه ادم بگه مذهبی و غیر مذهبی الان اینجوری نیس
مذهبی بودن به چادر زدن نیست اصلا تو اسلام اسمی از چادر نیومده فقط گفته پوشش مناسب
اگه میخوای به یه نتیجه مناسب برسی چند روزیو فکر.کن:)
پاسخ:
سپاس :)
ببین من هنوز بین شک و تردیدم. نمی‌تونم با کسی راجع بهش بحث کنم. و گاهی هم برام مثل صحبت کردن با یه بچه کوچولوئه چون بعضیا تعصبات خیلی غلیظی دارن که بطور وحشتناکی حتی خنده آدم رو هم در میارن!
بابا مامانم کاملا درکم می‌کنن. و هرکسی که تحصیلات بالایی داشته باشه هم باهام هم عقیدست. ولی اونایی که ذهنشون محدوده با یه لبخند از کنارشون رد می‌شم.
پاسخ:
میفهمم... با کسی که خودش هیچ وقت شک نکرده، نمیشه از شک حرف زد. چنین افرادی متعصبن
ولی اگه کسی رو داری که بتونی حرفات رو باهاش بزنی، این کار رو بکن. گاهی شک ها روی هم جمع میشه و در نهایت نتیجه خوب نیست
میگن، شک گذرگاه خوبیه ولی به عنوان اقامتگاه بده...
چه شباهتی o_O...😶 از همون اول احساس میکردم یه تفاهمایی دارم باهات:دی

پاسخ:
:))
۳۱ فروردين ۹۷ ، ۱۵:۱۱ نیوشا یعقوبی
تنها نیستی منم دقیقا عین تو هستم و یقینا بازم هستن افرادی مثل ما
پاسخ:
ممنون :)
پ.ن تون بهم برخورد :/
پاسخ:
:))
عمرا به پای پینوشت های شما برسه :)
آخه کامنتایی ام که برا شما می ذارن عمرا به پای کامنتای من برسه :)))

ببین تو رو خدا... حتی یه نفر اینجا محض رضای خدا شما رو قضاوت نکرده :))) اونجا به من و هفت جدم فوش میدن :دی
پاسخ:
شما جبهه میگیرید، اونام جبهه میگیرن :|
(من نخوندم پستا و کامنت هایی که از بابتشون کامنت ها رو بستید، ولی روی پست های که خوندم میتونم حدس بزنم جبهه گیری رو...)

این نوشته شدیدا در مورد خودم بود، چیزی که شاید تو واقعیت جرات گفتنشو نداشته باشم. حالا شاید درک بکنید چقدر باید روش حساس باشم... 
مشکل میدونی چیه؟
اینه که جامعه ی ما زیادی سیاسیه
و این اشاید شکالی نداشته باشه

فقط نتیجه اش این شده که توی ذهن ناخوداگاه ما
هر کس یا باید اینوری باشه یا اونوری! :|

و این منصفانه نیست :)
پاسخ:
آری آری...
منصفانه نیست 
۰۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۳:۵۸ چارلی ‎‌‌‌
شاید این احساس عدم تعلق بد باشه، ولی یه جنبه خوبم داره روی خط بودن! اینکه به اندازه کافی به دوطرف خط نزدیکین و تا حدی دو طرف رو‌ درک میکنید. و اگر لازم باشه و زمانش برسه، فقط کافیه یه قدم بردارید تا اینوری یا اونوری بشین!
پاسخ:
تعبیر جالبی بود. ممنون :)
من هم دقیقا همینم.
اما خب خوشحالم که حداقل توی خونواده سه نفری خودم، تنها نیستم، فقط بقیه جاها تنهام:)
پاسخ:
:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی